سلام پست این بار مربوط به مصاحبه Jeff Maki از سایت (www.live-metal.net) با Mike Gasper درامر گروه است این مصاحبه در تاریح 10 فوریه 2007 انجام شده که امیدوارم پست جذابی باشد. -------------------- Jeff ) برای شروع می تونیم زمینه ی مختصری از Memorial داشته باشیم؟این متن شعر و روند ضبط ترانه شبیه آلبوم های گذشته بوده؟ چیز متفاوتی وجود داره که گروه برای اون تلاش ویژه ای در این آلبوم کرده باشه؟ خب این مسخره ست که بخواهیم به اون مرحله(نوشتن و ضبط آلبوم های قبل) برگردیم ما در فکر آلبوم بعدی مون هستیم ولی نگاهی کوچک به گذشته و چیزایی که اتفاق افتاده می تونه مفید و مثبت باشه همونطور که Memorial هم با روح نگاه به گذشته ما و چیزهای مهمی که مونسپل به خاطر آن به وجود آمده و موسیقی می سازه,درست شده.همینطور یادآوری آن چه که در این راه صرف کردیم ‚ تلاش سختمان و خونی که در این راه ریختیم! مسایل زیادی بجز اونهایی که در متن ترانه هامون اومده بودن ‚ لحن قوی و حماسه گونه ترانه ها ‚ چیزی بود که ما واقعا خواهانش بودیم .این مسایل چیزی بودند که بارها و بارها دور ذهنتون می چرخند(و شما رو به فکر می ندازند). همه اینها با دستان تهیه کننده Waldemar Sorychta شکل گرفت تنها رکن اصلی و مهم از گذشته که فراموشش کرده بودیم اون جادوی بین اعضای گروه و این تهیه کننده بود. و بعد Memorial به زندگیمون وارد شد و هنوز هم در قلبمون جا داره چرا که اتفاق بسیار خاصی در کار گروهه. Jeff ) آلبوم Memorial به نظر می رسه تا حدی از دو کار آخرتونDarkness and Hope و The Antidote فاصله گرفته, Memorial آلبومی با بیشترین حد پرخاشگریه(نسبت به آلبوم های قبل)‚ ولی هنوز هم زمینه و درون مایه ی همیشگی gothic گروه رو حفظ کرده آیا این قصد شما بوده که آلبومی به مراتب خشن تر و سنگین تر بسازید؟
من فکر می کنم دقیقا همین طور بوده ! برخلاف The Antidote که در آن ترانه هاﻴﯽ مثل From Lowering Skies و In And Above Man وThe Southern Deathstyle رو داریم که همگی نتایج قابل توجه زیادی رو به همراه داشتند و در اجراهای زنده هم این آهنگ ها عکس العمل های خوبی را برای گروه داشتند و انرژی زیادی به گروه می داند ولی درآلبوم 2006 قدرت و هیجان بیشتری احساس می شه ‚ ما این هیجان رو دوست داریم ‚چرا که باعث می شه به دنبال ترانه های هیجان انگیز تر و ویرانگرانه تر برای کار بگردیم .موقع ضبط Memorial آلبومهایی مثل :Under the Moonspell و Wolfheart {که جزو کارهای سنگین گروه حساب می شوند-م}بیشتر در ذهنمون بودند‚ آهنگ های درگیرانه تری برای اجرا می خواستیم ولی با صدا و اجرایی که اون زمان(هنگام ضبط آلبوم های قبل) نتوانسته بودیم انجام بدیم همچنین گروه های سنگین تری که باهاشون طی 2-3 سال گذشته کار کردیم هم زمینه ی بیشتری رو در کنار کار متال ما ایجاد کردند. زمینه ی پر احساس مونسپل هنوز هم به وفور در این آلبوم وجود داره ‚ در کیبورد ‚ در متن ترانه ها و در فضای موسیقی و... اینها آلبوم رو کامل می کنند. Jeff ) آیا هنوز خیال ندارید در امریکا تور دیگری برگزار کنید و اگه این قصد رو دارید تصمیم دارید در این تور با چه کسی همراه بشید؟
خب ما به تازگی با گروه های Katatonia وDaylight Dies تور اجرا کردیم! چه توری هم بود! این گروه ها و موسیقیشون یکی از بهترین تور هایی بودن که داشتیم ولی شرایطی که باهاش مواجه شدیم از لحاظ کیفیت خیلی کمتر از اون حدی بود که در مجموع در سایر کشورها داشتیم! خیلی از تورها رو دیده بودم و می دیدم که دراین یکی در میان جمعیتی که در برابرشون اجرا می کردیم خیلی عیب بود که بفهمی اونجا چی می گذره! من اجرا در آمریکا رو دوست دارم کنم و این طرفدارای گروه هستند که این اجراها رو ارزشمند می کنند.من فقط می تونم آرزو کنم که به کار موسیقیمون ادامه بدیم و وقتی زمان مناسب دیگه ای می رسه باز هم برای اجرا به آمریکا برگردیم Jeff ) بیش از یه دهه ست که در کنار هم به فعالیت مشغولید ‚ بزرگترین آرزوتون برای مونسپل در حال حاضر چیه؟ و آیا کار دیگه ای هست که دوست داشته باشید انجامش بدید؟
زندگی به واسطه ی این گروه واقعا خفنه! سال های سال تلاش می کردیم ولی چیزی نداشتیم!بالاخره الان می تونیم زندگی کنیم و نیازی به داشتن کار دیگه ای نداریم.مثل خیلی از موسیقیدان ها! بیشتر مردم فکر می کنن که اگه آلبوم هایی رو به بازار بدی و مشهور بشی این به این معنیه که ثروتمندی! این واقعا منو ناراحت می کنه که مردم چنین تصوری داشته باشن! زندگی کردن با چیز هایی که دوست داری کافیه و بقیه ی چیزها تنها در مورد حقوق و چیزهاییه که از زندگیت می خوای. ما همیشه بهترین ها رو برای مونسپل می خواهیم ‚ ما خیلی چیز های رو قربانی کردیم تا این رویامون تبدیل به واقعیت بشه.(ایجاد و ادامه کار گروه) بزرگترین پاداش ما اینه که آلبوم های باشکوه زیادی و همینطور طرفداران زیادی داشته باشیم وهمینطورکشورهایی که ببینیم(و در اونجا اجرا کنیم) ‚ اینها ما رو به عنوان جزیی از مردم و موسیقی بی نیاز می کنه! Jeff ) سرگذشت اعضای گروه شما چیه؟ چه طورشماها با هم جمع شدید؟ برای طرفدارای مونسپل تاریخچه ی مختصری از گروه بدید.
Fernando خواننده ی گروه از گروه های زیرزمینی به اینجا رسید ‚ فعالیت در گروه های زیرزمینی ‚ تبادل نوار و مجله های گروه های مورد علاقش و همه کارهای که مربوط به علوم مرموز ‚ فلسفه و تاریخ می شه رو دوست داره.اون مطمعنا باهوش ترین و رک گو ترین فرد گروهه‚ اطلاعات و تمایلش به داشتن یک گروه و به روی کاغذ آوردن قلبش, متن ترانه ها ‚ شعر ها ‚ داستان ها و هر چیزی که تصوراتش رو بر انگیخته می کنه , تموم شوق و علاقه ی زندگیش بوده.خیلی چیزهای دیگه هم وجود داره که نمی تونی باور کنی! Pedro Paixão از یه گذشته ی یکم خشن تر اومده ‚ کمی بعد وارد متال شده و همیشه در کارش خیلی منظم و مطﻤﺌن بوده ‚ به گروه ﻴﻪ راه محکم و استوار برای کارشون می ده‚ ﮐﻴﺒورد ﻫﻤﻴﺸﻪ راهی بوده که در اون خودش و روحیاتش رو نشون بده. الان اون ﮔﻴتار هم می زنه ولی تواناﻴﯽ اون ﻫﻤﻴﺸﻪ همه ی ترانه ها رو عالی می کنه . عاشق ساختن آهنگه و این کار رو بیشتر از اجرای زنده دوست داره. ولی اون همون قدر به این اجراهای زنده نیاز داره که ما در این روزها نیاز داریم! Ricardo Amorim , اون یه ستاره ی نوازنده های گیتاره!! شما می دونید که ما اونو از یه گروه زیرزمینی به نام Paranormal Waltz وارد گروه کردیم.اونا از این بابت خوشحال نبودن و نیستن ! ولی اون تنها نوازنده ی گیتاری بود که می دونستیم بی عیب و بسیار عالی کار می کنه. Aires Pereira‚ اون می تونه هر نوع سازی رو بنوازه ‚ و هنوز هم به عنوان گیتاریست و یه موسیقیدان داره در کارش پیشرفت می کنه ‚ هر روز بهتر و خیره کننده تر می شه. سولو های اون همیشه فوق العاده بودند! ما دوستش داریم! و من هم اجرا در گروه ها رو از ١٣ سالگی شروع کردم ‚ من می خواستم که ستاره راک باشم!!! من همیشه در گروه جوون ترین بودم ‚پیدا کردن درامرهایی رو که هم می زنند و هم لوازم دارن سخته. من همیشه آدم آروم و درونگرایی بودم.تنها چیزی که به اون اهمیت می دادم نوازندگی و ساخت اهنگ بود ‚ هرگز به این موضوع اهمیت نمی دادم که کار یه گروه رو کاور کنیم!(همیشه می خواستم خودمون آهنگ بسازیم) مگر اینکه این گروهها Venom, Bathory, Metallicaو از این نوع گروهها باشه. Death همیشه گروه جالبی بوده! من هنوز هم همون آدم هستم ‚ﻫﻤﻴشه برای نمایش ‚ تور ‚ ضبط ‚ مصاحبه ‚ ملاقات با هر کسی و داشتن اوقات خوب حاضرم ‚ من ﻴﻪ درامرم!!چیکار می تونی بکنی؟ Jeff ) کدام یک از گروههایی که تا به حال دیدید تاثیرات مطلوب مطابق با اصول موسیقی یا تاثیرات کلی دیگه ای داشته ؟
Bathory, Root, Morbid Angel, Samael, Tiamat, Carcass, Fields of The Nephilim, Cure, Metallica و گروه هایی از این قبیل ‚ این گروه ها آمیزه ای از ۴ عضو گروهمون هستند. Jeff ) به Memorial بر می گردیم ‚ کمی از زمینه های غزل گونه ی آهنگ های این آلبوم بگویید؟ خب "Finisterra"" در انگلیسی به معنای “The end of the land” هست, به این معنی که زمین در نقطه ای در ساحل شبه جزیره ی پرتقال و اسپانیا به پایان می رسه و احساس حیات در این نقطه گم می شه. جایی برای رفتن نیست احساسیه که در پرتقال زیاد داریم ‚ ترس و تاریکی چیزیه که ما دوست داریم ازش حرف بزنیم! "Blood Tells"" آهنگ مورد علاقه ی دیگه اییه که برای گروه خیلی شخصیه ‚ این اهنگ به ما می گه که تموم مشکلات و بدبختی های ما با وجود حس برادریه بینمون , ما رو ضعیف نمی کنه و به ما این اعتقاد رو می ده که می تونیم به هر چیزی که به طرفمون می آد غلبه کنیم ‚ همونطور که این کار رو انجام دادیم و خواهیم کرد! Jeff ) آهنگ "Luna" آهنگ حیرت آوریه ‚ این خواننده ی زن کی هست و چطور این آهنگ رو در کنار سایر آهنگ ها قرار دادید؟
خب ما کار بیشتر آهنگ های این آلبوم رو انجام داده بودیم و به این نتیجه رسیدیم که این ترانه ها خیلی مردونه و سنگین و خشن هستش- چیزی که متال به خاطرش شناخته شده-. پس مهم بود که با آهنگ آروم و تاریک کمی آلبوم رو متوازن کنیم ‚آهنگی که جذبت کنه و به شما زمینه ی متفاوتی بده که در اون هنوز هم تاریکی احساس می شه .این آهنگ ‚آهنگ فوق العاده ایه برای بچه ها!(خنده). برای خواندن این آهنگ ما به سراغ Brigit Zacher رفتیم که از قبل بهش اعتماد داشتیم ‚ اون با ما درخیلی از کارهای آلبوم اولمون کار کرده بود ‚ قبل از این هم ما درWild Honey از Tiamat طرفدار کارش شدیم.اون فوق العاده ست و کاری رو که می خواهیم خیلی زود اراﺌﻪ می ده .من همیشه مشتاق همکاری باهاشم. Jeff ) در قسمت های ارکستری کارتون تماما از کیبورد استفاده کردید یا از نوازنده های بیشتری برای این کار استفاده کردید؟
خب ما همه ی قسمتهای ارکستری کارمون رو در استودیومون به وسیله ی Pedro نوشتیم و تهیه کردیم ‚ Pedro عالی کار کرد و این خیلی راحت بود که قبل از اینکه ضبط نهایی رو انجام بدیم بیشتر کارها رو انجام داده باشیم ‚ این کار برای مرحله ی اجرا هم با اهمیت بود. البته من همیشه نواختن درام رو بیشتر از کیبورد دوست داشتم!! اما برای اینکه کارها طبیعی و غیر الکترونیک باشه Waldemar(تهیه کننده) ویولن زنی رو برای بعضی از قسمت ها آورد .اون واقعا خفن بود! ترانه ها خیلی سریع آماده شد وبه زیبایی به اجرا در اومدند! ما یه مقداری از خودمون صحبت کردیم و اون به راحتی با ما هم مسیر شد, در ٢ ساعت کارها رو انجام داد و ما آمیزه ای از صدای این ساز رو در این آلبوم داشتیم که تاثیر مثبتی روی آلبوم گذاشته Jeff ) من از این موضوع خبر نداشتم تا وقتی که این مطلب رو در بیوگرافی گروه خواندم ولی به ما در مورد همکاریتون با Ballet Gulbenkian و فیلم ترسناک ٢٠٠٣ I'll See You In My Dreams بگید.
Ballet خیلی مشتاق بود که با Pedro کار کنه ‚ چیزی که باعث افتخار هر دو می شد ‚ آماده کردن ﭽﻴزی ﻏﻴر عادی برای مردم کار منحصر به فردیه. کارگردان ساعت های زیادی رو با Pedro و Fernando می گذروند و بعضی از حرکت هایی رو که می خواست استفاده کنه برای اونها توضیح می داد و بهشون کمک می کرد این کار فوق العاده بود و تاثیر زیادی رو بر Memorial گذاشت. این فیلم ترسناک خیلی جالب بود .کارگردان/تهیه کننده تمام پولشو برای این پروژه گذاشته بود و خیلی از مردم رو آورده بود تا در تنها واقعه ی مهیج اولین فیلم ترسناک پرتقالی بازی کنند.به گوشمون رسید که اون دوست داره ما آهنگی رو برای فیلمش بسازیم ولی پولی نداره.پس ما فکر کردیم این می تونه جالب و لذت بخش باشه که ما قسمتی از این کار باشیم ‚ بنابراین این کار رو رایگان انجام دادیم ! این ترانه فقط یه آهنگ جاز معمولی بود ولی ما وحشت و ترس رو وارد این ترانه کردیم . البته این ایده رو من قبلا برای یکی از کارهای Carcass داشتم که حالت ارکستری و شرورانه آن را هم نگه داریم! ما تموم کار ضبط رو دراستودیومون انجام دادیم و کار میکس نهایی رو هم در استودیوی دوستمون به پایان رسوندیم. نتیجه این شد که , اون به ما قول یه ویدﺌو داده بود , و به قولش هم عمل کرد و به ما این فرصت رو داد که در میون صحنه ی حمله ی مرده ها بازی کنیم, ما حتی تعدادی از اونارو هم کشتیم , مثل این بود که دوباره بچه شده باشیم , ولی دقیقا جزوی از این فیلم شده بودیم( در نقشمون به خوبی فرو رفته بودیم) , باید برید ببینید. مرده های متحرک با متال عالی می شن. --برای دیدن ویدئوی این آهنگ می تونید به این روی لینک کلیک کنید : http://www.youtube.com/watch?v=Z_RdYmK90O0 -- Jeff ) در آخر از اعضای Type O Negative چه خبر؟ آیا فکر می کنی که تور دیگه ای رو با Type O Negative در آینده ای نزدیک خواهید داشت؟
خب من می دونم که اونها دارن آلبومی رو بیرون می دن و در حال حاضر مشغول بهتر کردن اون کارند ! تور با اون ها همیشه مایه ی لذته ‚ صدای ما این روزها ﻴکم متفاوت شده ولی هنوز ﭽﻴزی وجود داره که اﻴن دو گروه رو به هم مرتبط می کنه.برای همشون بهترین ها رو آرزو می کنم و همچینین آرزو می کنم در پرتغال اجرای زنده داشته باشند چون هرگز این کار رو نکردن ! من دوستانی دارم که می میرن که اونها رو ببینن و من خودم دوست دارم که فرصتی بدست بیارم و اونها رو بیرون ببرم و اطراف کشورمون رو نشون بدم.ما این کارو در بروکلین کردیم و حالا نوبت اونهاست!! Jeff ) ممنون که به سوالاتم جواب دادید. Memorial آلبوم بسیار قوییه و ما آرزو می کنیم که موفقیتتون ادامه پیدا کنه.
مرسی ‚ ما واقعا از مردمی که تمام توانشونو برای موسیقی بزرگ و عالی به کاربستن قدردانی می کنیم. ------------------ از دوست خوبم الناز که زحمت ترجمه این مصاحبه را کشید , تشکر می کنم. یا حق
|