تبلیغات
Moonspell - پست های بهمن 1386
Moonspell
: Graphic Design
میهن قالب
 DÆMONARCH

Daemonarch Band

سلام
اسم آلبوم آینده گروه مشخص شد : Night Eternal
نام تعدادی از ترک های آن نیز در بعضی از سایت ها نوشته شده اسامی زیبایی مانند: Shadow Sun, Night Eternal, Tragic heights, Scorpion flower, Spring of rage و تعدادی دیگر که هنوز نایید نشده اند مانند Wear and Tear of the Earth.
کار پیش تولید همراه Waldemar در30 نوامبر تمام شده و استدویی مجهز در دانمارک از 7 ژانویه توسط گروه رزرو شده است.
قطعات درامز و گیتار کاملا ضبط شده اند و قسمت کیبورد و وکال ضبط نشده اند.
آنگونه که من متوجه شدم , آلبوم در ماه May به بازار خواهد آمد و به نوشته فرناندو کار نوشتن اشعار و موسیقی از تابستان 2 سال پیش آغاز شده بوده و ادامه ایی برای آلبوم 2006 Memorial خواهد بود.
برای اطلاعات بیشتر بد نیست سری به www.moonspell.com بزنید و نوشته های خود فرناندو را در مورد آلبوم جدید بخوانید
----------------
و اما موضوع این پست Daemonarch , تنها پروژه جانبی اعضای گروه مونسپل خواهد بود.
پروژه ایی که به گفته خود فرناندو سعی شد با کمترین میزان توجه و تبلیغ صورت بگیرد ولی به سرعت پخش شد و همه آن را گوش کردند و به آن علاقه مند شدند.
اعضای این گروه را Fernando Ribeiro به عنوان خواننده, Ricardo Amorim گیتار , Pedro Paixao کیبورد و Sergio Crestana بیس , تشکیل می دادند.
که 3 نفر از آنها جزو اصلی گروه مونسپل اند و Sergio Crestana نیز بیس سابق گروه است.
اخبار موثقی در مورد درامر این ترک ها وجود ندارد, ولی شخصا فکر می کنم درامر این آلبوم نیز خود مایک یا درامری با سبکی شبیه به آن باشد.(البته استفاده از ماشین درام هم دور از ذهن نیست)
این گروه تنها یک آلبوم در سال 1998 منتشر کرده که Hermeticum نام دارد و شامل 9 ترک و مدت آن 44:49 است و شاید تنها عنوان Melodic Black/Death Metal برازنده سبک آن باشد.
تمام اشعار خوانده شده در این آلبوم از مجموعه اشعاریست که فرناندو بین 14 تا 16 سالگی سروده و موسیقی اش نیز به گفته خود او چیزیست که آن زمان بسیار به آن علاقه داشته است.
آنگونه که فرناندو در مصاحبه هایش اعلام کرده Hermeticum تنها آلبوم این گروه خواهد بود.البته به جز یک مورد که در مصاحبه ایی در سال 2006 وقتی مصاحبه کننده سایت Metal Rules از او در مورد آلبوم دیگری از Daemonarch پرسید او گفت: مونسپل تنها گروهیست که در آن می خوانم اما من هم Daemonarch را دوست دارم و مشکلی با ادامه آن ندارم اما فکر نمی کنم مانند سال 98 آن انرژی را داشته باشم که Daemonarch دیگری خلق کنم که اینگونه مورد قبول مردم قرار بگیرد.پس نه می گویم Daemonarch پایان یافته و نه می گویم آلبوم دیگری در راه است , بگذارید زمان همه چیز را مشخص کند.زیرا در این مدت به شدت درگیر مونسپل هستم.
احتمالا اسم این گروه از ترکیب Daemon + monarch یا Daemon + arch  باشد که شاید بتوان آن را "ارباب شیاطین" یا "شیطان کبیر" معنی کرد.

قصد دارم در زیر به بررسی تک تک آهنگ های این آلبوم بپردازم اما نکته ایی که قبلش باید متذکر شوم این است که نقدها تنها را با استفاده از اطلاعات خود می نویسم و کانون تبلیغاتی هم باز نکرده ام که فرناندو هر شعری گفت و هر آهنگی خواند بگویم شاهکار است یا ریکاردو هر سولویی زد بگویم به یاد ماندنی ترین سولوی متال است که طرفداران Avril هم معتقدند شعرها و آهنگ های آن دخترک شاهکار است.مطمئن باشید فقط کافیست آهنگ یا شعری از خواننده و گیتاریست و کلا گروه مورد علاقه ام به دلم نشیند که آن وقت اولین منتقدش خودم خواهم بود.
.......
1. Lex Talionis
اولین ترک این آلبوم با پیش مقدمه ایی تقریبا 50 ثانیه ایی با شروعی خشن و حماسی آغاز می شود.
به خاطر سولوهای بی مهابه در جای جای آهنگ می توان سبک این آهنگ را بیشتر Death متال دانست.البته این سبک بندی تنها 3 دقیقه اول آهنگ را شامل می شود زیرا از دقیقه سوم آهنگ تا تقریبا یک دقیقه به پایان آهنگ, ملودی کاملا بلک متال است و این تغییر سبک در یک آهنگ کاری نیست که از هر گروهی بربیاید.
از 4:08 به بعد سولویی بسیار سریع و بسیار زیبا تقریبا به مدت یک دقیقه ایی می شنویم که بر خلاف اکثر آهنگ های متال که در قسمت سولو لید گیتار در تنظیم آهنگ بر ریتم گیتار مقدم است, در این یک دقیقه صدای گیتار ریتم نزدیک تر و بلند تر است در پشت آن صدای لید می آید که در حال گرفتن آکوردهایی بسیار زیباست.
شعر جذابی دارد که شاعر در قسمتی ار آن خطاب به شیاطین قلبش می گوید:
"من آموخته ام که اطاعت کنم"
Lex Talionis به معنی "چشم در برابر چشم" در دین یهود یا همان قصاص است.

2. Of A Thousand Young
آهنگی سرتاسر فریاد و خشونت.
به جرات می توانم بگویم یکی از خشن ترین آهنگهای آلبوم
ریف ها سریعند و فریت ها نزدیک به هم , خواننده کاملا در گام بلک می خواند و درامر ناشناس نیز به سبک وفادار مانده و بلک متال می نوازد.
آهنگ خشونتش را در همان ثانیه های ابتدایی نشان می دهد ولی اصل آهنگ از 44 ثانیه بعد آغاز می شود.
پس از دو دقیقه نفس گیر آهنگ به شما اجازه تنفس می دهد اما فقط به اندازه کمتر از 20 ثانیه و دوباره ملودی اول باز می گردد.
از 3:18 تا 3:44 آهنگی تازه به مدت 30 ثانیه شروع می شود که سرتاسر سولوییست که نواختنش مهارتی بیشتر از یک گیتاریست عالی را می طلبد.به این دلیل این 30 ثانیه را آهنگی جدا نامیدم که قبل از این سولو آهنگ ایستی کامل دارد و بعد از آن نیز همین اتفاق می افتد.
در نیمه های آهنگ ریکاردو با گیتارش صدای هایی شبیه به صدای فریاد خلق می کند که در میانه های سولو آن را کامل می کند.
اگر به بلک متال علاقه نداشته باشید این آهنگ و مخصوصا جیغ های فرناندو آن قدر سنگین اند که شما را از بلک متال متنفر می کند و اگر علاقه ایی به بلک متال های خشن داشته باشید بی شک عاشق این آهنگ خواهید شد.
سبک خواندن در این آهنگ به طریقیست که در بسیاری از سایت ها, بعضی قسمت های شعر نوشته نشده.فرناندو در قسمتی از شعر می خواند:
"گناه بزرگ و بزرگ تر می شود / تا دیگر به کسی تعظیم نکند"

3. Corpus Hermeticum
آهنگ با این جمله شروع می شود(قلب من پناهگاهمان خواهد شد) و نسبت به آهنگ های قبلی آرام تر و کیبورد در آن مشهود تر است
آهنگ تا 2:38 با فراز و فرود هایی و گهگاه با ملودی های حماسی , از نظر من آرام ادامه پیدا می کند اما از 2:38 به بعد آهنگ جان می گیرد و فرناندو Double Vioce می خواند.
هر چند حافظه ی زیاد قویی ندارم ولی به خاطر نمی آورم صدای فرناندو را در آهنگی دیگر شبیه به صدایش در خواندن قسمت هایی از آهنگ(مثلا از 0:42 تا 1:22) شنیده باشم.
سولوی این آهنگ آرام و زیباست و در کل از نظر من قسمت واقعا شاهکار , یک دقیه پایانی آهنگ  است
در حدی نیستم که در مورد شعر این آهنگ اظهار نظر کنم.

4. Call From The Grave
این آهنگ کاور آهنگی به همین نام از گروه Bathory است که اعضای گروه علاقه زیادی به آن دارند.به خاطر دارم فرناندو در جایی گفته بود گروه مونسپل پس از ملاقات با Quorthon در لیسبون در سال 89 تاسیس شد و در چند مصاحبه نیز تی شرت Bathory را به تن کرده است.
برای من که هر دو آهنگ را گوش کرده ام آهنگ Daemonarch زنده تر به نظر می رسد البته شاید این تازگی به این علت است که این آهنگ از آهنگ های قدیمی گروه Bathory است (1987) و از کیفیت ضبط خوبی برخوردار نیست البته نقش کیبورد مفهوم تر و صدای فرناندو را هم در زیباتر کردن آهنگ مخصوصا در نیمه دوم آهنگ نمی توان منکر شد.
شخصا از کاور شدن آهنگ های گروه های مورد علاقه ام توسط گروه های دیگر حس خوبی پیدا نمی کنم ولی به تمام طرفدران Bathory پیشنهاد می کنم این آهنگ را گوش کنند و قول می دهم از شنیدنش پشیمان نخواهند شد.خصوصا قسمت Choral آخر آهنگ.

5. Samyaza
Samyaza یا Saniyaza ترک بعدیست که شروع آن با یک ملودی عجیب از کیبورد شروع می شود که همین ملودی , پایه آهنگ است.
آهنگ خشنی که مخلوطیست از بلک و دث متال که از نظر من مایه های بلک متال در آن بیشتر است.
دو دقیقه ابتدایی آهنگ بسیار خشن است و در آن شما می توانید انعطاف صدای فرناندو را کامل حس کنید ولی از آن به بعد آهنگ ملودیک تر دنبال می شود.
از 2:36 تا 3:02 مرا به یاد یکی از آهنگهای قدیمی گروه Immortal می اندازد و پس از آن سولویی نواخته می شود بسیار کوتاه که از نظر من ریکاردو در آن یشتر سرعت دستش را به رخ  می کشد.زیرا در ابتدای قسمت سولو تغییر ناگهانی گام داریم که شاید اگر کمی آرام تر انجام می شد زیبایی آهنگ صد چندان می شد.
عنوان این آهنگ نام یک فرشته ایست گناهکار که قبلا در سلسله های عالی رتبه ی فرشتگان بهشت بوده.در افسانه ها Samyaza فرشته ایست که با بشر بر سر نام اصلی و مخفی خدا معامله می کند.

6. Nine Angles
آهنگی آرام تر از 5 آهنگ گذشته.فضایی به شدت تاریک دارد و قسمت سرودهایش به سبک سرودهای مذهبی خوانده شده.
باز هم آهنگ مخوطیست از بلک متال و دث متال که اینبار از نظر من دث متال در آن بر بلک غلبه دارد.
اگر کل آهنگ را گوش نکرده باشید از 2:41 به بعد فکر می کنید ترک جدیدی آغاز شده, زیرا همه چیز ناگهان تغییر می کنند و فکر می کنم تنها  آهنگیست که فرناندو در آن از افکت برای صدایش استفاده می کند.
شخصا نیمه دوم آهنگ را بیشتر می پسندم.
شعر آن درباره 9 فرشته معروف است که هر کدام یک نماینده یک المنت هستند: ابدیت , دانش , بخشش , قتل , ایستادگی , آشفتگی, دروغ , تباهی و ...
که شاعر پس از دعوتشان به سرای خود, از خون تمامشان می نوشد.

7. Incubus
این ترک که در آلبوم من نامش Lacuhus است شاید بتواند زیباترین آهنگ آلبوم لقب بگیرد.حداقل به نظر من این آهنگ نقطه اوج این آلبوم است.
آهنگش را بیشتر می توان بلک متالی نامید که کمی هم به دث متال سبک Bathory وامدار است.
کیبورد بسیار زیبا در جای خودش نشسته است و به همراه درام در قسمت سرود آهنگ نیز سنگ تمام گذاشته است.
فضایش در اکثر نیمه آغازین آهنگ کمی شبیه به آهنگ قبلی دنبال می شود ولی نیمه دوم آهنگ کاملا با نیمه اولش تفاوت دارد.
جزو معدود آهنگ هاییست که این قدر موسیقی و شعر با هم همخوان و همسان اند.
درامر فوق الذکر در این آهنگ زیبا پدال می زند و قوی می نوازد و ریکاردو نیز عالی از افکت ها استفاده می کند.
شعرش نیز به گمام گفت شنود شیطانیست با شاعر, شیطان در ابتدا او را وسوسه می کند که بالهای بی شمارش را برای او باز کند اما شاعر جواب می دهد:
" قبل از این کار خواهم مرد/ من پاک و لمس نشده زندگی خواهم کرد"
این وسوسه و انکار ادامه پیدا می کند و باز شیطان از او می خواهد که تسلیم شهوتی ابدی شود و باز شاعر رد می کند تا جایی که در پایان آهنگ فرناندو چندبار تکرار می کند:
Incubus, succumb to me
Succubus, incube with me
شاعر می گوید من آن قدر بزرگ هستم که شیاطین باید در برابرم سر تعظیم فرو بیاوردند.
Incubus که عنوان این آهنگ هم هست, نام شیطانیست مرد که با زنانی که در خواب هستند نزدیکی می کند و Succubus نیز نام شیطانیست زن که با مردان در حال خوب همبستر می شود (فراموش نکنید که Daemonarch یک پروژه Black/Death است, نه یک کار تلویزیونی با شعر و صدای سامی یوسف)
قسمت پایانی آهنگ را برای شنیدن جدا کرده ام و می توانید با کلیک روی اینجا آن را دانلود کنید.(حجم:KB 520)

8. The Seventh Daemonarch
آمیزشی بی نظیر از خشونت و ملودی در یک آهنگ.انتخاب بسیاری از شما برای بهترین آهنگ آلبوم باشد, از نظر من هم از تمام آهنگ های آلبوم قوی تر است ولی Incubus زیباتر است.
آهنگ آنقدر ملودیک است که قسمت های سرود آهنگ , به سبک سرودهای کلیسا و سرود های مذهبی خوانده می شود و آنقدر خشن که ریتم اصلی آهنگ در (0:55) با فریاد "آتش بگیر و بسوز!" شکل می گیرد.
به جز قسمت های سرود و چند تعویض زیبای گام آهنگ, خواننده تماما در حال فریاد کشیدن است.البته اسمش را نمی توان فریاد گذاشت , بهتراست بگویم در حال جیغ کشیدن آن هم با صدایی واقعا قوی ,سنگین و سیاه.
کیبورد در سرتاسر آهنگ حالت ارکستری به آن داده و لید گیتار آن واقعا گامی از بلک متال فراتر گذاشته است.
فکر می کنم شعرش در مورد برخواستن شیطانی توسط فریادهای پدرش است, او می آید تا انتقام پدرش را از زمین و آسمان با آتش زدندشان بگیرد.جملاتی مانند "با آمدن من زمین محکوم به مرگ است" نمود خشم این شیطان است که از زبان شاعر و خواننده با صدایی واقعا ترسناک خوانده می شود.
این شیطان در نهایت قصاوت تهدیدهایش را ادامه می دهد اما در قسمتی هم می خواند :"من جاویدان ام, نمی توانم بمیرم" که نشان می دهد که این شیطان علاقه ایی به جاودانگی اش ندارد.او شیطانیست که در اوج خشونتی که هدفش نابود کردن بشریت است, علاقه ایی به خدایگونگی ندارد.
در ادامه نیز با پدرش با صدایی واقعا شنیدنی جواب فریادهای فرزندش را می دهد.(4:33 تا 4:48)
هم شعر و هم آهنگ واقعا شاهکارند اما سولوی آن چیز دیگریست, حسی در آن مخفیست که تنها باید آن را شنید تا احساسش کرد.
کل این آهنگ 6 دقیقه و 18 ثانیه است که تقریبا نیمه پایانی آن را برای آشنا شدن با سبک این آهنگ و شنیدن این سولوی بسیار زیبا جدا کردم که نه من می توانم زیبا توصیف کنم و نه هزار خط نوشتن مانند یک بار گوش کردن است.
The Seventh Daemonarch (حجم 2.06 MB)
این تکه با خواندن این جملات آغاز می شود و پس از آن سولو را می شنوید و در پایان هم سرود پایانی:
(هیچ کس نمی تواند تصور کند / آتش او تمام آسمان و زمین را در برمی گیرد / شما درون آتش غرق می شوید/ درون قلب های نامرئی ما)
(من جاویدان ام/ من نمی توانم بمیرم/ پس مرا در آغوشت بگیر, پدر/ قلب تو از آن من است)
***************
حال که زیاد در این نقد از سولوها صحبت شد بد نیست کمی بیشتر درمورد سولو بنویسم:
بارها پیش آمده که آهنگی را تنها برای سولوی آن گوش کردم و بارها نیز شده در نهایت ظلم , از کل آهنگ چشم پوشی کردم و تنها سولوی آهنگی را گوش کردم.در واقع سولو برای من حکم خلاصه شعر و آهنگ را دارد.
نمی دانم چرا اینقدر سولوهای ریکاردو به دلم می نشینند اما بدون اغراق می گویم کسی که متال و ارزش سولوهایش را بشناسد از شنیدن سولوهای ریکاردو دلزده نمی شود و گواهش تمام آن روز و شبهاییست که با آهنگهای مونسپل گذشته است.
نگاه بسیاری از گیتاریست های متال به سولو یا همان تکنوازی گیتار نگاهیست که در آن سولو نوعی به رخ کشیدن سرعت دست و مهارتشان است.( برای مثال, به اندازه سن ریکاردو درذهنم اسم هست ولی قصد توهین به هیچ گروهی را ندارم که صد البته ریکاردو در آلبوم 2007 سرعتش را به رخ همگان کشید) اما آن گیتاریستی سولوی زیبا می نوازد که سولویی هماهنگ با شعر و آهنگ را در اوج سرعت و مهارت بنوازد که اگر سولو را گرفتن فریت های با فاصله یا تنها سریع نواختن یا در یک کلام سواری گرفتن از گیتار الکتریک بدانیم به عقیده من یک کیبوردر تازه کار می تواند از تمام گیتاریست های متال نیز زیباتر سولو بزند!
***************

9. Hymn To Lucifer
بی شک آرام ترین و باز هم یکی از زیباترین آهنگ های آلبوم است. کسانی که آهنگ Mephisto را از مونسپل گوش کرده اند کم و بیش این آهنگ برایشان آشناست زیرا فضایش با آن آهنگ بی شباهت نیست.
سمپلینگ بی نظیری دارد و کیبورد مهم ترین عنصر این آهنگ است.
در اصل این آهنگ توسط Aleister Crowley اجرا شده و کار Daemonarch به نوعی کاور آن آهنگ محسوب می شود آن آهنگ را گوش نکردم اما آنگونه که فهمیدم این نسخه با نسخه قبلی تفاوت دارد و به نوعی فرناندو به سلیقه خود آن را اصلاح کرده است.در میانه های آهنگ (از 1:58 تا 2:20) صدای Aleister Crowley را می شنوید که در حال صحبت کردن است.
با وجود شعر سنگین و فلسفی, این آهنگ جزو تعداد معدود آهنگ هایست که اغلب, آن را برای آهنگش گوش می کنم و به شعرش علاقه چندانی ندارم.
همان طور که می دانید اسامی زیادی برای شیطان استفاده می شود مانند Devil,Belial,Satan,Mephistopgeles,Apollyon,Demon و هزاران نام دیگر که الان به ذهنم نمی رسند و هر کدام از آنها شیطان خاصی را مد نظر دارند و اکثرشان نیز از کتب مذهبی سرتاسر دنیا وارد زبان شده اند اما Lucifer همان شیطانیست که از تعظیم به انسان خود داری کرد و پس از آن رانده شد.پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با این اتفاق علاوه بر تمام کتب آسمانی , کتاب دکتر جواد نوربخش را نیز بخوانید.
در قسمتی از شعر این آهنگ, فرناندو می خواند:
"من همان آتشی هستم که در قلب هر انسانی می سوزد"
-----------------
شنیدن کامل این آهنگ ها را به تمام شما دوستانم توصیه می کنم و اگر آهنگ هایی که برای گذاشتم کیفیت عالی ندارند پیشاپیش عذر خواهی می کنم که نه تخصص زیادی در تکه تکه سازی آهنگ ها دارم و نه امکانات آپلود تمام آهنگ های آلبوم را. این قسمت های بسیار کوتاه را نیز تنها پیاله ایی برای چشیدن از این چشمه بزرگ بدانید!
اضافه کنم که زمان انتشار آرامترین و اتمسفریک ترین آلبوم مونسپل , Sin Pecado با ترک های بی بدیلی مانند Mute و Magdalene نیز در سال 98 و تقریبا همزمان با انتشار آلبوم Hermeticum است که در اوج خشونت Black/Death است.همچنین در همان سال مونسپل کنسرتی آگوستیک در لیسبون پرتغال نیز اجرا کرد(متجددین به آن Unplugged می گویند!) که نشان از اوج مهارت و روح موسیقی این گروه دارد که در یک سال هنر خود را علاوه بر Gothic در Black و Death و حتی در اجرای آگوستیک هم به نمایش بگذارد.

امیدوارم توانسته باشم پستی مفید و دور از آشفتگی نوشته باشم.
اگر بازهم خبر جدیدی از Night Eternal آلبوم 2008 مونسپل شنیدم وبلاگ را به روز خواهم کرد.
یا حق


نظر نظر دوستان