سلام برای اولین پست تصمیم گرفتم بیوگرافی گروه رو بنویسم. این بیوگرافی توسط خود Fernando Ribeiro وکال و سرپرست گروه برای سایت Metal Storm نوشته شده. (تو ترجمه این بیوگرافی خیلی کم دخل و تصرف شده) شروع اولیه ی باند از نیمه های سال 1989 شروع شد.زمانی که من و Ares و دو نفر دیگه که اسمشون ربطی به این بیوگرافی نداره گروهی تشکیل دادیم به اسم MORBID GOD(خدای شوم و وحشت آور).هنوز خیلی از کارهای گروه مونده بود...کشیدن لوگوها...نوشتن شعرها...طراحی و اجرای شکل بندی گروه اما بالاتر از همه ی اینا رویای همیشگی ما بود...یعنی امتیاز اجرای موسیقی. ما قبل از Morbid God و در کنار اون یه پروژه ی دیگه هم به اسم ARCHANGEL داشتیم.گروهی که من توش درامر بودم و Ares هم خواننده بود. به هر حال متوجه شدیم که خیلی سخته که دو تا گروه داشته باشیم با افراد یک گروه. ما تصمیم گرفتیم که روی Morbid God انرژی بذاریم و بقیه ی پروژه ها رو رها کنیم. بعد از مدت ها تلاش سخت برای بدست آوردن وسیله های موسیقی ,وسیله های مورد نیاز و محلی برای تمرین که در نزدیکی دهکده ی محل زندگی ما بود ما کارمون رو شروع کردیم. من نمی خوام دیگه مشکلات و سختی های اون زمان رو به یاد بیارم و یه دفعه می رم سراغ اولین تراکی که انجام دادیم و اسمش بود The Fever. ما زیر نور شمع خیلی روی این تراک زحمت کشیدیم.من بارها و بارها این آهنگ رو گوش کردم و در پایان تصمیم گرفتم که این کار به اندازه ی کافی خوب نیست تا بخوایم به عنوان یه نمونه اون رو به یه استدیوی حرفه ایی ببریم. از زمانی که موسیقی رو شروع کرده بودیم از نداشتن یه بیسیست واقعی رنج می کشیدیم. هم گیتاریست و هم درامر گروه مجبور به رفتن به خدمت(مقدس!)سربازی شدن و نتیجش یه ناجعه بود.چون ما در همون ابتدای کار تمام انگیزمون رو از دست دادیم. نزدیگ به یه سال تمام هیچ کار رو انجام نداده بودیم. در ضمن مجبور شدیم گیتاریست گروه رو هم اخراج کنیم و Mantus رو به جای اون بیاریم.Mantus اومد و ما می تونستیم یه چیز با ارزش برای ضبط کردن بنویسیم.تمام تلاش های ما چیزی شد به اسم Serpent Angel که اولین چیزی بود که منتشر کردیم. ما توسط بهترین گروه متال پرتغال برای همکاری روی Lp این گروه دعوت شدیم.ما هم احساس کردیم که الان موقع ریسک کردنه و باید بریم و موسیقی خودمون رو هم ضبط کنیم. ما مثل دیوونه ها شب و روز تمرین می کردیم.به یه استدیوی کوچیک رفتیم یک آهنگ رو 13 بار تکرار کردیم تا من بتونم انعکاس صدام رو بهتر کنم.بعد از مدت ها تلاش به یه استدیوی بزرگ تر رفتیم و در مورد ضبط یه ترک زیر زمینی شروع کردیم به مذاکره. پس از تلاش های مداوم ما اولین تراک در 22 اگوست سال 1992 ضبط شد. ما نظرات زیادی رو به خودمون جلب کردیم و مردم از کار ما استقبال کردن.پیشنهاد هایی برای کار روی EP های مختلفی داشتیم ولی تصمیم گرفتیم که صبر کنیم و یه دمو ضبط کنیم.باید قبلش تغییرات ضروری رو انجام می دادیم و می رفتیم که کار جدی رو با گروه شروع کنیم.ما درامر اصلی گروه و همچنین گیتاریست گروه رو اخراج کردیم و Mike درامر ذخیره ی گروه به ما پیوست.مایک به ما یه گیتاریست رو که از قبل می شناخت معرفی کرد.Nisroth در آکتبر سال 1992 به ما پیوست. ما اسم گروه رو به MOONSPELL تغییر دادیم که احساس می کردیم که این اسم شروع عالی خواهد بود برای کار ما. ما کارمون رو با انگیزه ی بالا و روحیه ایی خوب و افرادی بهتر شروع کردیم و چند تراک نوشتیم. سه تا رکورد از ضبط های قدیمی رو دوباره در اولین و تنها دموی مونسپل به اسم Anno Satanae قرار دادیم.این دمو در سال 1993 ضبط شد و پس از یه ماه مذاکره به بازار اومد. تراک های این دمو Goat on Fire , Ancient Winter Goddess و Wolves from the Fog بودن. این دمو با استقبال خوبی مواجه شد.اونقدر خوب بود که یه استدیو از فرانسه به ما بهترین پیشنهاد رو برای یه mini CD داد که ما اون رو یه سال بعد در ژانویه ی سال 1994 ضبط کردیم و این اولین محدود شدن ما برای ضبط کردن بود. ما در پروژه یه گیتاریست از دست داده بودیم و Tanngrisnir ex-Decayed جایگزین اون شده بود.همینطور ما یه کیبورد پلیر هم برای گروه پیدا کردیم.هر دوی این افراد برای ما چیزهای جدید آوردن . ما یکی از جاه طلب ترین و شگفت انگیز ترین رکوردها رو در سال 1994 نوشتیم و وارد شبکه ی زیر زمینی کردیم. Under the Moonspell که مملو بود از فلسفه های مرموز,علاقه های ما به فرهنگ جنوبی که تونستیم با موسیقی اون رو نشون بدیم.همچین این آلبوم اشاره ایی هم به اداب و سنت های مردم پرتغال و اعراب هم داشت.(اسم ترک اولین این آلبوم"الله اکبر-لا الله الا الله" هست و توی این ترک دو دقیقه ایی یک عرب اسم آهنگ رو تکرار می کنه و در پایان آهنگ هم چند طبل نواخته می شه--نویسنده وبلاگ) این مینی سی دی که هم شامل ترک های احساسی و هم ترک های موسیقی بود برای ما اولین طرفدار های واقعی و توجه مطبوعات رو جلب کرد. و این انکار ناپدیزه که همین آلبوم برای ما موفقیت عضو شدن در Century media رو فراهم کرد. ما شروع کردیم به اجرای زنده.قبل از سال 1994 ما فقط یک بار زنده اجرا کرده بودیم اون هم همراه گروه Decayed و برای ساپرت اون گروه بود که در نوامبر سال 1993 انجام گرفته بود. ما اجراهای زنده ی محدودی در جنوب پرتقال,در لیسبون و پورتو داشتیم و پس از این اجراها ما به افتخاری عجیب دست یافتیم و اون ساپرت کردن گروه هایی مثل Cradle of Filth و Cannibal Corpse و Samael در لیسبون بود که ما از عهده ی این کار به خوبی براومدیم. برای Century Media خوندن یه رویا بود که به حقیقت پیوسته بود. ما سخت تمرین کردیم تا بهترین کاری که می تونستیم رو انجام بدیم و در ضمن از تجربه ی سبک های مختلف موسیقی خسته شده بودیم و دنبال یه صدای سیاه تر و موسیقی قوی تر و شعرهایی سنگین تر و مرگ بار بودیم. Wolfheart متولد شد و ما به آلمان سفر کردیم تا با تهیه کننده ی مورد علاقمون کار کنیم و پس از زمانی کوتاه دومین آرزوی ما هم به حقیقت پیوست.زمانی که آلبوم Wolfheart ضبط شد هیچ کس امیدی بهش نداشت به جز خودمون و طرفدارهای واقعیمون. توجه ها در پرتغال خیلی کمتر بود تا ارزش آلبوم ما شناخته بشه و ما به یه تور اروپایی احتیاج داشتیم و این شانس در ساپرت کردن گروه بزرگ Morbid Angel در تور Domination در سال 1995 به ما داده شد. قبل از این ما در خارج فقط در انگلستان و اون هم برای فقط 3 بار اجرای زنده داشتیم و این شانس به ما داده شده بود که شنونده های خارجی رو بهتر بشناسیم. تور Morbid Angel همزمان هم یکی از بهترین اتفاقات زندگی مونسپل بود و هم یکی از سخت ترین تجربه های ما در اجرای زنده. اول اینکه در فاصله ی زیاد بین ضبط آلبوم و آغاز تور ما هر دو گیتاریست خودمون رو به دلایل مختلف از دست دادیم و ما Ricardo رو از گروه پرتغالی P.Waltz استخدام کردیم(که اصلا با این کار موافق نبودن و هیچ ابایی از نشون دادن این عصبانیت در مصاحبه های بچگانشون نداشتن که ما رو در روزهای خسته کننده ی تور سرگرم می کرد) و ما رفتیم تا 7 هفته ی تمام در یک ون باشیم.ما می نواختیم ,رانندگی می کردیم, غذا می پختیم, تجارت می کردیم و خیلی کارهای دیگه. ما برای اولین بار در آلمان,ایتالیا,استرالیا,فرانسه, اسپانیا و خیلی کشورهای دیگه اجرا کردیم و عکس العمل های خارق العاده ایی از مردم دیدیم.البته خیلی ها هم ما رو از روی کینه افرادی فقیر و تنها ساپرت کننده دونستند. ما تمام مشکلات رو تحمل می کردیم تا بتونیم Wolfheart رو بفروشیم. ما تحمل کردیم و همزمان با پخش پک دیجیتالی ما گروه Morbid Angel رو در فروش شکست دادیم. مردم Alma Mater, Vampiria و آهنگ های دیگه ی آلبوم رو کشف کرده بودن و ما در حدود 50.000 کپی از آلبومی رو فروختیم که هیچ کسی بهش اعتقادی نداشت. (پایان قسمت اول)
|