تبلیغات
Moonspell
Moonspell
: Graphic Design
میهن قالب
 معرفی اعضای گروه

سلام
این پست مربوط به اطلاعاتی شخصی من در مورد اعضای گروه است.
اطلاعاتی خود اعضا در مصاحبه ها داده اند یا در پروفایلشان نوشته اند و یا به ذهن خودم رسیده است.

Fernando= god!

خواننده: Fernando Ribeiro
در بین طرفداران به (Langsuyar) معروف است.
33 ساله, متولد پرتغال و از بیان گذاران گروه است.
قبل از خوانندگی مدتی درامر هم بوده و وظیفه نوشتن اشعار گروه را هم به عهده دارد.
به زبان انگلیسی کاملا مسلط است و زبان آلمانی را نیز تقریبا کامل می داند.
چهار کتاب شعر و غزل روی پیشخوان کتاب فروشی ها دارد که تمامشان به زبان پرتغالی نوشته شده.
بلک متال و دث متال را بیشتر از بقیه سبک های متال می پسندد.
به گروه Morbid Angel و Bathroy بسیار علاقه دارد و از Evensenece منتفر است*.
در آهنگ های گروه Mephisto را بیشتر می پسندد و در میان فیلم هایی که دیده است The ring نسخه ژاپنی را.
تمام اشعار تنها آلبوم گروه دومش Daemonarch را در فاصله 14 سالگی تا 16 سالگی نوشته.
در اکثر اجراهای زنده لباسی بلند به تن دارد و در چند لایو بسیار قدیمی یک بار با موهای سپید شده و لباس کشیش ها به روی سن آمد و یک بار هم در سال 98 لباس و کلاهی مانند لباس خون آشام ها به تن داشت.
بسیار اهل نوشتن است و وبلاگ سایت(moonspell.com) و همچینین دو وبلاگ شخصی دیگر را همواره به روز نگه می دارد
بلند قد ترین عضو و تنها عضو گروه است که خالکوبی دارد و آن هم روی بازوی دست راستش است.
استایل هد بنگ زدنش مختص خودش است.(پایه میکروفن را با هر دو دست می گیرد و آن را به پایش می زند)
عنوان خواننده مهمان با گروه هایی مثل Tiamat و Samael,همکاری کرده است.
و مطمئن باشید تعداد عکسهایی که با طرفداران انداخته است چندین برابرعکسهایست که تنها یا در استدیو انداخته است.
------------------------
* فرناندو در مصاحبه ایی در تور آمریکا این موضوع را اعلام کرد.وقتی مصاحیه گر آمریکایی  به او گفت آیا مونسپل هنوز هم گویتک متال است؟- منظورش پس از آلبوم 2006 بود که چیزی میان بلک و گوتیک است- فرنانو پاسخ داد: تا زمانی که Evensenece را گوتیک متال می دانند مونسپل ترجیح می دهد هرگز گوتیک متال نباشد و البته در ادامه می گوید آنها هم برای خود گروه هستند.
سپس مصاحبه گر ادامه داد نظر شما در مورد موسیقی متال در ایالات متحده چیست؟ فرناندو گفت دث متال آمریکا یکی از یهترین دث متال هاست ولی از بعضی از گروه های آمریکایی واقعا متنفرم مانند Evensenece. و ادامه داد Dark Metal بودن را به Gothic و اروپا را به آمریکا ترجیح می دهم.
یک بار هم از مقایسه گروهش با گروه HIM تنها با تعجب گفت:" مونسپل و HIM؟"...باید کر باشید تا بتوانید این دو را مقایسه کنید.


گیتار: Ricardo Amorim 
در بین طرفداران به(Morning Blade) - تیغ صبح - معروف است.
34 ساله , مجرد و در محله Amadora در لیسبون زندگی می کند.
او نیز متولد پرتغال است و پس از تغییر نام گروه به مونسپل(تقریبا از 18 سال پیش) تاکنون در کنار گروه بوده.
به جرات می توان گفت اگر انصاف را رعایت کنیم مطمئنا جزو 30 گیتاریست برتر دنیا قرار خواهد گرفت.
اگر کمی از آهنگ های گروه را گوش کرده باشید حتما از قدرت دستش در استفاده از افکت ها پی خواهید برد و اگر اجراهای زنده را تماشا کنید می فهمید که با بداهه نوازی هایش نشان می دهد که می تواند همیشه از ریف های سختی که در استدیو زده است, بهتر بنوازد.
گروه مورد علاقه اش Type O negetive است و Alma Mater را کمی بیشتر از بقیه آهنگ های گروه دوست دارد.
و صدای زیبایی نیز دارد و به عنوان Backup در اجراهای زنده می خواند.

mike
درامز: Mike Gasper
در میان طرفداران به (Risroth) معروف است.
33 ساله,متاهل و متولد ایالات متحده. در نوجوانی به همراه خوانده به پرتغال نقل مکان می کند.
نمی توان او را بسیار سریع یا تکنیکی نامید, اما می تواند یک آهنگ گوتیک متال را با یک درامز 5 تکه اجرا کند.
نمونه اش اجرای تلویزیونی آهنگLuna در تلویزیون دولتی پرتغال که در آن به علت کوچکی استدیو مایک تنها با یک درام چهار تکه با 3 هیپت آهنگ را اجرا کرد و حتی در قسمتی از آهنگ بداله نوازی کرد و پسیج آهنگ را چند ثانیه ایی بلند تر نواخت.(دوستان اهل فن مطمئنا شگفت زده شده اند!)
گروه مورد علاقه اش Tool و درامرهای مورد علاقه اش Danny Carey وVinnie Paul هستند.
در اکثر مصاحبه های تلویزیونی, او و فرناندو به نمایندگی از بقیه اعضا به سوالات پاسخ می دهند.
و تنها کابوسش را روزی می داند که مونسپل به انتها برسد زیرا خود را بزرگ ترین طرفدار مونسپل می داند.

pedro

گیتار و کیبرد وسمپلر: Pedro Paix£o
در بین طرفداران به (Passionis) معروف است.
34 ساله و متاهل. متولد پرتغال و تقریبا چند ماهی از بقیه اعضا بزرگ تراست
با اینکه هم نوازندگی گیتار و هم کیبورد را به عهده دارد بسیار مهجور و آرام است.
در جواب مصاحبه گری که از او پرسید, هنگامی که در مونسپل نیستید چه کار می کنید..تنها یک جمله جواب داد:" می خوابم"
اکثر آهنگ های آلبوم Butterfly Effect را او به تنهایی نوشته است.
به گروه متالیکا علاقه دارد و همه آهنگ های گروه را نیز یک اندازه دوست دارد.
زندگی اش هیچ حاشیه ایی ندارد و در محله Coimbra در لیسبون پرتغال زندگی می کند.
و خودش را این گونه توصیف کرده است: "گیرا, کسل کننده و میرا" (Understanding ,bring ,mortal)

aries
بیس: Aires Pereira
در بین طرفدران به (Ahriman) معروف است. (پرس و جوهایم در مورد لقب "اهریمن" او به نتیجه ایی نرسید)
34 ساله,مجرد و باز هم متولد پرتغال.
بسیار پرکار است و برای چند گروه بیس می زند.
دومین بیسیست گروه است و طی سالهایی که بیس قبلی گروه را ترک کرده او گروه را در اجراهای زنده همراهی می کند.
گروه برای او احترام بسیاری قائل است ولی او را همواره گیتاریست دوره ایی و فصلی نامیده و اعضای ثابت گروه در اصل 4 نفر است و همواره برای گرفتن جوایز یا دعوت برای کنفرانس "Aires" همراه گروه نیست.
البته او نیز گفته به علت فشردگی برنامه هایش نمی تواند همیشه همراه مونسپل باشد ولی خود یکی از طرفداران متعصب گروه محسوب می شود.
_____________________
امیدوارم پستی مفیدی شده باشد.
یا حق


نظر نظر دوستان

 نقد آلبوم ۲۰۰۶

سلام
این پست شامل توضیحاتیست که Fernando Ribeiro شاعر و وکال و سرپرست گروه Moonspell در مورد آهنگ های  آلبوم Memorial  برای سایت متال استورم نوشته است.
این آلبوم نوامبر 2006 جایزه  Best Portuguese Act را در MTV و Gold statuse پرتغال را برنده شد.در چهار ورژن در بازار موجود است که هر کدام با یک آهنگ به پایان می رسند.
(توی ترجمه به معنی تمام کلمات وفادار نبودم.ممکن است قسمتی را ترجمه نکرده باشم.)

02. Finisterra:
Finisterra درلاتین به معنی پایان زمین است.در قرون وسطا, پرتغال در همین قسمت از زمین قرار گرفته بود زیرا در جغرافی آن زمان پرتغال پایان اروپا بود و این به معنی پایان زمین شناخته شده در آن زمان بود. از پرتغال تا سرتاسر دریای آتلانتیک فقط تاریکی وجود داشت و راز و ترس و حس کنجکاوی.من فکر می کنم این قسمت از زمین هنوزهم به همان شکل باقی مانده.امروزه رفت و آمدهای ما و قاطی کردن داستان ها و احساسات شخصیمان باعث ایجاد یک آهنگ شد که حالت کسی را شرح می دهد که در پایان دنیا ایستاده و به پایین نگاه می کند.نمی داند که می خواهد برود  یا بماند.این اولین single این آلبوم خواهد بود و مراقب باشید! چون این آهنگ واقعا حیرت انگیز است.
(یکی از آهنگ های سبک بلک متال آلبوم, ویدئوی بی نظیری هم دارد-نویسنده وبلاگ)

03. Memento Mori:
در کل,آلبوم با دو نام یا جمله ی لاتین شروع می شود که مربوط به اشعار این دوآهنگ است.این کلمات لاتین مشخصات شعر و آهنگ را نشان می دهند. Memento mori چیزی شبیه لحظه ایی که از این دنیا عبور می کنی, Memento mori یعنی لحظه ی مرگ.ما سعی کردیم که آهنگ و شعری را بنویسیم که بتواند احساس آن لحظه را کمی نگه دارد.
این همان نوایی است که بهت اجازه نمی دهد حتی یک لحظه ی دیگر زندگی کنی.اون موقعی که تنها یک ثانیه می خواهی که همه چیز را عوض کنی.
(در قسمت های پایانی آهنگ{از 3:11 تا 3:20} ریف هایی نواخته می شود که بسیار شبیه به یک سرود برای مرگ است و وادارت می کند به لحظه ی مرگت فکر کنی - نویسنده وبلاگ)

04. Sons Of Earth:
این اولین قطعه ی instrumental آلبوم است..می خواستیم با این آهنگ دوباره حال و هوای آلبوم های متال قدیمی را برگردانیم همان آلبوم هایی که به مردم اجازه می داد که سرتاسر ریکورد سفر کنند,وقتی که آهنگ ها پلی می شدند برای عبور شنونده.
بعضی مواقع این آهنگ من را یاد Classical Death از Testament می اندازد که برای ما بیشتر از یک الگوست.این آهنگ کمی هم از آهنگ Do you dream of me از Tiamat را هم درون خود دارد.
البته این آهنگ تنها یک مکث برای مشتاق تر شنونده برای شنیدن بقیه آلبوم است که واقعا با عکس اصلی آلبوم هماهنگ شده است .
(با گوش کردن به این آهنگ احساسی به من دست داد شبیه آرامش مرگباری که قبل از همه ی طوفان ها وجود دارد - نویسنده ی وبلاگ)

05. Blood Tells:
این آهنگ یکی از آهنگ ها و شعرهای مورد علاقه ی من است که واقعا حال و هوای بودن در یک گروه وعواقبش را به یادم می آورد.
این آهنگ یک تشکر از اعضای گروه من نیز هست و به نوعی تشکر از هوادارهایمان.
می تواند اثبات و اظهار وجودی نیز باشد برای مردمی که سالهاست ما را نادیده می گیرند و سعی دارند ما را از مسیرمان منحرف کنند.
اگه می خواهید بدانید هنگامی که در گروهم هستم چه احساسی دارم, پیشنهاد می کنم شعر این آهنگ را بخوانید.
من واقعا عاشق جمله ی پایانی این شعرم "چیزی که روح مخفی می کند.خون افشا خواهد کرد!"و قصد دارم آن را روی بدنم تاتو کنم.
(این آهنگ از نظر من یکی از شاهکارهای گروه از نظر موسیقی و لیریک هست- نویسنده وبلاگ)

06. Upon The Blood Of Men:
دوباره زنده کردن شکل و شمایل مسابقه ی بشر ,برایت مقدر می شود که قربانی شوی, که متنفر شوی,که بجنگی و اینکه چگونه مردم دست به همه کار می زنند تا سرنوشتشان را فریب بدهند .
بیشترین کلمه ایی که در شعر استفاده شده "نفرت" است و من قصد ندارم از نفرت به خاطر این کار معذرت خواهی کنم ! زیرا در این شعر می خواهم طبیعت اجتناب ناپذیر و درونی نفرت را فاش کنم و صورتش که همه ی ما نتواسنتیم از خون هایی که روی شن های جنگ ها و درگیری ها نمایان می شود را ببینیم(فرناندو می گوید که اگر با دقت به خون هایی که در اثر جنگ و درگیری ها به روی زمین ریخته می شود نگاه کنیم می تونیم صورت نفرت را درونش ببینیم-نویسنده وبلاگ)
از لحاظ موسیقی این آهنگ سریع و پر از هارمونی و پر از پیام محسوب می شود که همراه ریف های زیبا و درام عالی اجرا شده.من عاشق درام این آهنگ هستم.
(آهنگی بی نظیر که در 2:28 ناگهان آهنگ یه ایست کامل دارد و سپس ریتم عوض می شود و فرناندو با صدایی شبیه به یک خون آشام می خواند:
انسان ها به شدت شرمنده و شرمسارند- نویسنده وبلاگ)

07. At The Image Of Pain:
از نظر موسیقی این آهنگ و شعر خیلی خوب با هم مچ شدند و بعد از Upon the blood یکی از سنگین ترین آهنگ های آلبوم است.
من به ریف های اول اهنگ بسیار علاقه دارم(که من را به یاد greatly missed Death می اندازد) و همچنین قسمت سرود آهنگ هم قشنگ اجرا شده و حال و هوایی سرد و زیرزمینی در میان این آهنگ احساس می شود.
(Big Boss در قسمتی از اهنگ به عنوان خواننده مهمان می خواند- نویسنده وبلاگ)

08. Sanguine:
یک آهنگ typical از مونسپل.سرتاسر این آهنگ نقش هایی از آلبومIrreligious  کشیده شده است.
یک آهنگ در مورد عشق و چیزهایی که به طبعات عشق می آید.
قسمت پایانی آهنگ بدنم را سرد می کند و شما می توانید احساس کنید که گرگ ها در تاریکی راه می روند و عاشق می شوند و بخاطرش می جنگند تا بمیرند.
این آهنگ من را به یاد فیلم Company of Wolves می اندازد.
(یکی از زیباترین قسمت های آهنگ قسمتیست که صدای یک زن(Birgit Zacher) قبل از قسمت سرود آهنگ شنیده می شود که به آرامی می گویدSanguine و سپس فرناندو فریاد می کشد:
Sanguine عشقت به سمت من هجوم می آورد در میان اقیانوسی از خون- نویسنده وبلاگ)

09. Proliferation:
در حیقیت این آهنگ یکی از قطعاتی بود که ما در سال 2004 نوشته بودیم.مایک(درامر) و Waldemar  کمی آهنگ را تغییر دادند و نتیجه چیزی شد که از نظر من عالیست!این قطعه یک بعد جدید به آلبوم اضافه کرده و این بعد شیطان و تاریکی است که در سرتاسر این آهنگ وجود دارد.
این یکی از بهترین قطعات نوشته شده توسط اعضای گروه است و من به آن علاقه شدیدی دارم.
(واقعا در سرتاسر این آهنگ احساس ترس و انتظار برای یک اتفاق وحشناک موج می زند.هنگامی که این آهنگ را برای اولین بار گوش کردم تمام مدت منتظر بودم تا یک نفر با شمشیر وارد اتاقم شود و سرم را از بدنم جدا کند! -نویسنده وبلاگ)

10. Once It Was Ours:
پایان پذیری و از دست دادن تمام موقعیت ها در یک آهنگ نمود پیدا کرده است.
من معتقدم که این یکی از اولین قعطه های نوشته شده است اگر اولین نباشد(که اینقدر زیبا مرگ را نشان می دهد-نویسنده)
این آهنگ تمام مشکلات یک قطعه ی موسیقی شدن و دچار تغییر شدن را تحمل کرده ولی خیلی به آهنگ های همیشگی ما نزدیک است.
مخصوصا با آن پایان تلخ و صدای دیوانه وار خواننده و یک قعطه ی با شکوه از ویلیون در قسمت پایانی آهنگ.
این آهنگ در مورد چیزهاییست که از دست دادیم و اینکه چرا نمی توانیم دوباره بدستشان بیاریم.
 ما به دنیا می آییم تا سرزنش شویم و سرزنش کنیم.ما برای اشتباه کردن زنده هستیم.

11. Mare Nostrum:
یک قعطه ی موسیقیایی بدون کلام و پر از پیام. از دریا و رمز و رازهایش .چیزهایی از دریا می گوید که نه معجزه ی نجات دادن است و نه موهبت نابود کردن .روح پرتغالی بودنمان دوباره در این آهنگ نمایان شده است.
(این قطعه یکی از زیباترین و آرام ترین قطعه هاییست که من تا به حالا شنیدم.قطعه ایی مملو از آرامش, کاش بشود هنگام مرگ این آهنگ را گوش کنم- نویسنده وبلاگ)

12. Luna:
حال و هوای این آهنگ واقعا خارج از این آلبوم است زیرا از بقیه آروم تر است ولی Waldemar(تهیه کننده آلبوم) یک کار بزرگ انجام داد و این آهنگ را هم در کنار بقیه ی آهنگ ها گذاشت.این آهنگ به حدی جذاب شده که بسیاری از مردم آن را یک شاهکار می دانند که من اصلا موافق نیستم.
Brigit Zacher با صدای زیبایش واقعا ستاره ی آهنگ است.یک بازگشت بزرگ و با شکوه برای صدای زن در موسیقی که از زمان آلبوم Sin از صدای زن استفاده نکرده بودیم.
(این آهنگ یکی از بهترین آهنگ های دنیاست!-نویسنده وبلاگ)

13. Best Forgotten:
این آهنگ برای من جذابترین کار آلبوم است.این آهنگ مخلوطی از تمپوی  weird waltz و ریف های Sabbathian هست که در سرتاسر اهنگ هستند.این دو در پایان به هم می رسند و آهنگ بسیار جذاب تر می شود.من عاشق شعر این آهنگ هستم.شعر این آهنگ صحبت های بین دو عاشق است. یه گفت و شنود بین سایه ها.
(واقعا نمی توانم حسم را بیان کنم.تمام اعضای گروه در این آهنگ سنگ تمام گذاشته اند- نویسنده وبلاگ)

14.Atlantic
(این آهنگ هم Bonus Track این آلبوم است و فضایی شبیه به آهنگ ترک 13 دارد ولی با فضایی سنگین تر و تاریک تر.
در قسمتی از آهنگ فرناندو با صدایی شبیه کسی که دعا می کند می خواند:
"زمین باید دهان باز می کرد و ما را به داخل می کشید"- نویسنده وبلاگ)

15.Phantom North
(شخصا به سختی توانستم این آهنگ را پیدا کنم زیرا این آهنگ تنها در آلبومی که در پرتغال فروخته می شود وجود دارد و به نوعی Bonus Track دوم آلبوم است.
مدت آن تقیربا دوازده دقیقه است ولی آهنگ تنها 6 دقیقه است و مابقی صدای گرگ ها و باد و سمپلینگ های دیگر است.
سه آهنگ آخر آلبوم به نوعی به یکدیگر شبیه اند ولی هیچ کدام سولویی به زیبایی این آهنگ ندارند.-نویسنده وبلاگ)
----------------------
امیدوارم پست مفیدی شده باشد

یاحق


نظر نظر دوستان

 بیوگرافی - قسمت اول

سلام
برای اولین پست تصمیم گرفتم بیوگرافی گروه رو بنویسم.
این بیوگرافی توسط خود Fernando Ribeiro وکال و سرپرست گروه برای سایت Metal Storm نوشته شده.
(تو ترجمه این بیوگرافی خیلی کم دخل و تصرف شده)

شروع اولیه ی باند از نیمه های سال 1989 شروع شد.زمانی که من و Ares و دو نفر دیگه که اسمشون ربطی به این بیوگرافی نداره گروهی تشکیل دادیم به اسم MORBID GOD(خدای شوم و وحشت آور).هنوز خیلی از کارهای گروه مونده بود...کشیدن لوگوها...نوشتن شعرها...طراحی و اجرای شکل بندی گروه اما بالاتر از همه ی اینا رویای همیشگی ما بود...یعنی امتیاز اجرای موسیقی.
ما قبل از Morbid God و در کنار اون یه پروژه ی دیگه هم به اسم ARCHANGEL  داشتیم.گروهی که من توش درامر بودم و Ares هم خواننده بود. به هر حال متوجه شدیم که خیلی سخته که دو تا گروه داشته باشیم با افراد یک گروه.
ما تصمیم گرفتیم که روی Morbid God انرژی بذاریم و بقیه ی پروژه ها رو رها کنیم.
بعد از مدت ها تلاش سخت برای بدست آوردن وسیله های موسیقی ,وسیله های مورد نیاز و محلی برای تمرین که در نزدیکی دهکده ی محل زندگی ما بود ما کارمون رو شروع کردیم.
من نمی خوام دیگه مشکلات و سختی های اون زمان رو به یاد بیارم و یه دفعه می رم سراغ اولین تراکی که انجام دادیم و اسمش بود
The Fever. ما زیر نور شمع خیلی روی این تراک زحمت کشیدیم.من بارها و بارها این آهنگ رو گوش کردم و در پایان تصمیم گرفتم که این کار به اندازه ی کافی خوب نیست تا بخوایم به عنوان یه نمونه اون رو به یه استدیوی حرفه ایی ببریم.
از زمانی که موسیقی رو شروع کرده بودیم از نداشتن یه بیسیست واقعی رنج می کشیدیم.

هم گیتاریست و هم درامر گروه مجبور به رفتن به خدمت(مقدس!)سربازی شدن و نتیجش یه ناجعه بود.چون ما در همون ابتدای کار تمام انگیزمون رو از دست دادیم. نزدیگ به یه سال تمام هیچ کار رو انجام نداده بودیم. در ضمن مجبور شدیم گیتاریست گروه رو هم اخراج کنیم و Mantus رو به جای اون بیاریم.Mantus اومد و ما می تونستیم یه چیز با ارزش برای ضبط کردن بنویسیم.تمام تلاش های ما چیزی شد به اسم Serpent Angel که اولین چیزی بود که منتشر کردیم.
ما توسط بهترین گروه متال پرتغال برای همکاری روی Lp این گروه دعوت شدیم.ما هم احساس کردیم که الان موقع ریسک کردنه و باید بریم و موسیقی خودمون رو هم ضبط کنیم.
ما مثل دیوونه ها شب و روز تمرین می کردیم.به یه استدیوی کوچیک رفتیم یک آهنگ رو 13 بار تکرار کردیم تا من بتونم انعکاس صدام رو بهتر کنم.بعد از مدت ها تلاش به یه استدیوی بزرگ تر رفتیم و در مورد ضبط یه ترک زیر زمینی شروع کردیم به مذاکره.
پس از تلاش های مداوم ما اولین تراک در 22 اگوست سال 1992 ضبط شد.

ما نظرات زیادی رو به خودمون جلب کردیم و مردم از کار ما استقبال کردن.پیشنهاد هایی برای کار روی EP های مختلفی داشتیم ولی تصمیم گرفتیم که صبر کنیم و یه دمو ضبط کنیم.باید قبلش تغییرات ضروری رو انجام می دادیم و می رفتیم که کار جدی رو با گروه شروع کنیم.ما درامر اصلی گروه و همچنین گیتاریست گروه رو اخراج کردیم و Mike درامر ذخیره ی گروه به ما پیوست.مایک به ما یه گیتاریست رو که از قبل می شناخت معرفی کرد.Nisroth در آکتبر سال 1992 به ما پیوست.
ما اسم گروه رو به MOONSPELL تغییر دادیم که احساس می کردیم که این اسم شروع عالی خواهد بود برای کار ما.
ما کارمون رو با انگیزه ی بالا و روحیه ایی خوب و افرادی بهتر شروع کردیم و چند تراک نوشتیم.
سه تا رکورد از ضبط های قدیمی رو دوباره در اولین و تنها دموی مونسپل به اسم Anno Satanae قرار دادیم.این دمو در سال 1993 ضبط شد و پس از یه ماه مذاکره به بازار اومد.
تراک های این دمو Goat on Fire , Ancient Winter Goddess و Wolves from the Fog بودن.
این دمو با استقبال خوبی مواجه شد.اونقدر خوب بود که یه استدیو از فرانسه به ما بهترین پیشنهاد رو برای یه mini CD داد که ما اون رو یه سال بعد در ژانویه ی سال 1994 ضبط کردیم و این اولین محدود شدن ما برای ضبط کردن بود.

ما در پروژه یه گیتاریست از دست داده بودیم و Tanngrisnir ex-Decayed جایگزین اون شده بود.همینطور ما یه کیبورد پلیر هم برای گروه پیدا کردیم.هر دوی این افراد برای ما چیزهای جدید آوردن . ما یکی از جاه طلب ترین و شگفت انگیز ترین رکوردها رو در سال 1994 نوشتیم و وارد شبکه ی زیر زمینی کردیم. Under the Moonspell که مملو بود از فلسفه های مرموز,علاقه های ما به فرهنگ جنوبی که تونستیم با موسیقی اون رو نشون بدیم.همچین این آلبوم اشاره ایی هم به اداب و سنت های مردم پرتغال و اعراب هم داشت.(اسم ترک اولین این آلبوم"الله اکبر-لا الله الا الله" هست و توی این ترک دو دقیقه ایی یک عرب اسم آهنگ رو تکرار می کنه و در پایان آهنگ هم چند طبل نواخته می شه--نویسنده وبلاگ)
این مینی سی دی که هم شامل ترک های احساسی و هم ترک های موسیقی بود برای ما اولین طرفدار های واقعی و توجه مطبوعات رو جلب کرد. و این انکار ناپدیزه که همین آلبوم برای ما موفقیت عضو شدن در Century media رو فراهم کرد.

ما شروع کردیم به اجرای زنده.قبل از سال 1994 ما فقط یک بار زنده اجرا کرده بودیم اون هم همراه گروه Decayed و برای ساپرت اون گروه بود که در نوامبر سال 1993 انجام گرفته بود.
ما اجراهای زنده ی محدودی در جنوب پرتقال,در لیسبون و پورتو داشتیم و پس از این اجراها ما به افتخاری عجیب دست یافتیم و اون ساپرت کردن گروه هایی مثل  Cradle of Filth و Cannibal Corpse و Samael در لیسبون بود که ما از عهده ی این کار به خوبی براومدیم.

برای Century Media خوندن یه رویا بود که به حقیقت پیوسته بود. ما سخت تمرین کردیم تا بهترین کاری که می تونستیم رو انجام بدیم و در ضمن از تجربه ی سبک های مختلف موسیقی خسته شده بودیم و دنبال یه صدای سیاه تر و موسیقی قوی تر و شعرهایی سنگین تر و مرگ بار بودیم.
Wolfheart متولد شد و ما به آلمان سفر کردیم تا با تهیه کننده ی مورد علاقمون کار کنیم و پس از زمانی کوتاه دومین آرزوی ما هم به حقیقت پیوست.زمانی که آلبوم Wolfheart ضبط شد هیچ کس امیدی بهش نداشت به جز خودمون و طرفدارهای واقعیمون. توجه ها در پرتغال خیلی کمتر بود تا ارزش آلبوم ما شناخته بشه و ما به یه تور اروپایی احتیاج داشتیم و این شانس در ساپرت کردن گروه بزرگ Morbid Angel در تور Domination در سال 1995 به ما داده شد.
قبل از این ما در خارج فقط در انگلستان و اون هم برای فقط 3 بار اجرای زنده داشتیم و این شانس به ما داده شده بود که شنونده های خارجی رو بهتر بشناسیم.
تور Morbid Angel همزمان هم یکی از بهترین اتفاقات زندگی مونسپل بود و هم یکی از سخت ترین تجربه های ما در اجرای زنده.
اول اینکه در فاصله ی زیاد بین ضبط آلبوم و آغاز تور ما هر دو گیتاریست خودمون رو به دلایل مختلف از دست دادیم و ما Ricardo رو از گروه پرتغالی P.Waltz استخدام کردیم(که اصلا با این کار موافق نبودن و هیچ ابایی از نشون دادن این عصبانیت در مصاحبه های بچگانشون نداشتن که ما رو در روزهای خسته کننده ی تور سرگرم می کرد)
و ما رفتیم تا 7 هفته ی تمام در یک ون باشیم.ما می نواختیم ,رانندگی می کردیم, غذا می پختیم, تجارت می کردیم و خیلی کارهای دیگه.
ما برای اولین بار در آلمان,ایتالیا,استرالیا,فرانسه, اسپانیا و خیلی کشورهای دیگه اجرا کردیم و عکس العمل های خارق العاده ایی از مردم دیدیم.البته خیلی ها هم ما رو از روی کینه افرادی فقیر و تنها ساپرت کننده دونستند.
ما تمام مشکلات رو تحمل می کردیم تا بتونیم Wolfheart  رو بفروشیم.
ما تحمل کردیم و همزمان با پخش پک دیجیتالی ما گروه Morbid Angel رو در فروش شکست دادیم.
مردم Alma Mater, Vampiria و آهنگ های دیگه ی آلبوم رو کشف کرده بودن و ما در حدود 50.000 کپی از آلبومی رو فروختیم که هیچ کسی بهش اعتقادی نداشت.

(پایان قسمت اول)


نظر نظر دوستان