|
|
|
|
آلبوم 2010
|
به گفته سایت blabbermouth ، مونسپل كار روی آلبوم جدیدش را آغاز كرده است. Fernando Ribeiroخواننده گروه طی مصاحبه ایی با این سایت اعلام كرد گروه تعدادی از اجراهای زنده را به زمان دیگری موكول كرده تا با تمركز و زمان بیشتری روی پروژه جدید كار كند. فرناندو در مصاحبه خود گفته در حال حاضر مشغول نوشتن متن تعدادی از ترانه های این آلبوم است و پدرو (كیبوردر) و Waldemar Sorychta (تهیه كننده دو آلبوم پیشین مونسپل) نیز روی ملودی هایی كه ریكاردو (لیدگیتار) در طول 6 ماه گذشته نوشته كار می كنند. فرناندو نام این آلبوم را اعلام نكرده اما قول آلبومی به مراتب صریح تر و محكم تر را به طرفداران داده است كه از لحاظ متنی تلاقی دین و شهوت و از نظر موسیقیایی ملودیك ، تاریك و قدرتمند تر از كارهای گذشته مونسپل است. همچنین فرناندو در قسمتی از مصاحبه از قصد گروه برای یك اجرای آگوستیك دیگر در پرتقال صحبت كرده كه به گفته خودش با شكوه تر از اجرای گذشته خواهد.(مونسپل در سال 1998 در لیسبون یك اجرای آگوستیك عالی اما كوتاه از 8 آهنگ خود داشتند و این دومین اجرای اگوستیك آنها خواهد بود - نگارنده) او همچنین اشاره ایی به پروژه های جانبی اش كرده كه یكی از آنها Orfeu Rebelde نام دارد كه اعضای آن خود فرناندو ، پدرو و Rui Sidónio هستند.سبك این گروه را industrial metal/dark rock است و تمام اشعارش را از روی كتابی به همین نام اثر شاعر مشهور پرتفالی Miguel Torga نوشته شده است. نام این نیم آلبوم 'Cada Som Como Um Grito' است كه می توان معادل انگلیسی آن Every Sound Like A Scream دانست.
برای اطلاعات بیشتر در می توانید به این لینك سر بزنید.
|
|
Lusitanian Metal
|
سلام سعی دارم در این نوشتار درباره Lusitanian Metal اولین DVD که به صورت رسمی توسط گروه مونسپل منتشر شد بنویسم. این DVD که دارای دو دیسک است در آخرین روزهای سال 2008 و شاید به عنوان عیدانه ایی برای طرفداران منتشر شد. آنچه در این جستار به آن خواهم پرداشت چند و چون محتوای این DVD و نظر شخصیم درباره آن است.
دیسک اول: این دیسک شامل سه قسمت است: قسمت اول - اجرای زنده گروه در شهر Katowice در کشور هلند (Live At The City Of Ravens): قسمت دوم - مجموعه ایی از ویدئوهای این گروه تا پایان سال 2004 . (Touch Me In The Eyes) قسمت سوم - آشنایی با اعضای گروه (Knowledge) 1 - Discograpy 2 - Graveyard Impressions [مصاحبه با اعضای گروه]
دیسک دوم : این دیسک شامل هفت قسمت است. قسمت چهارم - این قسمت خود از سه بخش تشکیل شده 1- چند اجرای زنده در فاصله سالهای 92 تا 94 (Small Hour) 2 - اولین اجرای زنده مونسپل (Moonspell's First Show) 3 - اجرا در کنسرتی با هدلاین Cradle Of Filth. قسمت پنجم - اجرا در کنسرتی با هدلاین گروه Napalm Death. قسمت ششم - کنسرتی در شهر Krakow در سال 1996 قسمت هفتم - شش کنسرت از تور Sin قسمت هشتم - سه کنسرت از تور Butterfly Effect قسمت نهم - پنج کنسرت از تور Darkness And Hope قسمت دهم - دوازده اجرا از تور Spreading The Eclipse (کیفیت بسیار عالی) ............. نقدی بر این DVD: بی شک اگر ما امروز نام مونسپل را می شنویم به خاطر حمایت های کمپانی Century Media از موسیقی آنها و در کل گروه هاییست که کمپانیهای بزرگ و تجاری موسیقی مانند Roadrunner هرگز از آنها حمایت نمی کردند و نمی کنند. کمپانی هایی که عشقی هستند , با گروه های جوان اما آتیه دار قرار داد می بندند و راه دیده شدن را به آنها نشان می دهند. Century Media پس انتشار یک نیمه آلبوم با چهار آهنگ در سال 94 , با مونسپل برای شش آلبوم قرار داد می بندد و او را همراه گروه های همسبکش مانند Tiamat به تور های مختلف می فرستد (اتفاقی که فرناندو آن را رسیدن به یک آرزو می داند) و تا سال 2003 که مونسپل ششمین آلبوم خود را تحت عنوان این کمپانی منتشر کرد , تحت حمایت این کمپانی بود. در مدت نزدیک به ده سال اتفاقات موسیقیایی بسیار زیاد و البته به یاد ماندنی افتاد. ثمره اولین همکاری گروه با این کمپانی فوق آلبوم Wolfheart بود که نامش همیشه همردیف نام مونسپل آورده می شود , سال بعد Irreligious منتشر شد و.... اما قرار دادی که در سال 94 امضا شده بود زیرشاخه های دیگری نیز داشت. این کمپانی حق داشت درصورت صلاحدید آلبومی با عنوان "بهترین های مونسپل" منتشر کند - که این کار را دو سال پیش کرد - و اجازه پخش هر گونه لایو آلبوم و DVD نیز با آنها بود. این اتفاقی نیست که تنها برای مونسپل و Century Media افتاده باشد , با نگاهی به ریلیزهای گروه های معروف و مشهور خواهیم دید که بسیاری از گروه ها چندین و چند آلبوم "بهترین" منتشر کرده اند و حتی گروه هایی هستند که هر دو سال یک DVD داده اند. انتشار DVD و آلبوم بهترین ها نه تنها بد نیست بلکه نشان دهنده اقبال آن گروه است اما نقدی که من درباره Century Media و بهترین هایش و DVD اش دارم فاصله زمانی بین 2003 که گروه قراردادش با Century Media تمام شد و انتشار آلبوم بهترینها و DVD است. سوال من این است: چرا Century Media پنچ سال صبر کرد تا یک DVD را منتشر کند؟ چرا Century Media چهار سال برای انتشار آلبوم بهترین ها زمان صرف کرد؟ آنهم برای آلبوم بهترینهایی که نیمی از بهترین های مونسپل در آن نیست! درست است که مونسپل شبیه Cradle of filth یا Slipknot نیست که طرفدارانشان از گروه های سنی مختلفی باشند. هیچ وقت نخواهید دید هنگامی که فرناندو در حال امضا دادن است دختری از میان جمعیت بدود , فرناندو را بغل کند و آنقدر اشک بریزد تا از حال برود اما هنگامی که مونسپل آلبوم Antidote را در سال 2003 منتشر کرد هم آنقدر طرفدار داشت که Century Media نگران فروش DVD اش نباشد. من و تمام کسانی که اخبار گروه را پیگیری می کنند به خاطر داریم که این کمپانی زمان انتشار این DVD را فوریه سال 2005 اعلام کرد.حتی بخاطر داریم نامش را "lunar still" گذاشته بودند و علت این تاخیر را هم مشکلاتی در فرآیند تهیه این DVD دانسته بودند. سه سال تاخیر برای چیزی که حتی تاریخ دقیق انتشارش را هم مشخص کرده بودند زیاد نیست؟ در سرتاسر دیدن این DVD آنچه مرا اذیت کرد , کیفیت نامطلوب اجراهای زنده قدیمی نبود , آنچه عیش مرا خراب می کرد این بود که چرا کمپانی ایی که همیشه به حمایت از متال زیرزمینی و اصیل شهرت داشت هم امروز به طرفداران یک گروه مانند مشتی اسکناس نگاه می کند.آنقدر صبر می کند تا گروه آلبومی منتشر کند تا در اروپا پس از Iron Maiden و Metallica سومین آلبوم پرفروش شود , آنقدر صبر می کند تا گروهی که از "پایان زمین" آمده آنقدر پیشرفت کند که در فستیوال Wacken دعوت شود بعد آلبوم بهترین هایش را منتشر کند به امید اینکه فروش بیشتری داشته باشد , گرچه در این آلبوم بسیاری از بهترینهای گروه که دیگر تحت لوای کمپانی مشهور SPV هستند , نیست.DVD اجرای زنده گروه در سال 2004 را در آخرین ماه سال 2008 منتشر کند شاید بیشتر سود کند. هنر را نمی توان با پول یکجا نگه داشت , پول همچو مار به دور گردن هنر می پیچد و جانش را می گیرد. موسیقیدانان , سینماگران , نویسندگان , نقاشان و... تا زمانی زنده اند که اثرشان برای مخاطبشان باشد نه به طمع پولشان. این را می نویسم چون همان بلایی که در این موارد بر سر طرفداران می آید بر سر گروه مورد علاقه شان هم می آید.دریغا اگر ذره ایی از آن سود به گروه رسیده باشد. اعضای گروهی که امروز با افتخار از آنها می نویسم تا پنچ - شش سال پیش در کنار نوشتن و نواختن برای گروه , کار دوم هم داشتند تا مخارج خود را تامین کنند. رمان ترجمه کردند, به دیگران گیتار زدن آموختند و حتی کلاس کاراته گذاشتند تا مونسپل بماند و همین عشق آنها به هدفی که دارند باعث افتخار طرفدارانشان است نه پنچ ستاره کامل metal-rules.com به آلبوم Night eternal و نه جایزه gold status و نه تعریف شخصیت های معروف و نه تعداد فروش آلبوم و نه هزار چیز دیگر.... ............ بوسه ایی بر این DVD: همیشه نقدهایم را اول می نویسم تا با خیال راحت از نقاط قوت بگویم! مطمئنم دیدن اجراهای قدیمی گروه با صدا و تصویری بی کیفیت هر طرفداری را خوشحال می کند اما دیدن اولین اجرای زنده گروه برای طرفداران چیزی بیشتر از هدیه است. رفقا ! این DVD مملو از هدیه برای ماست.... از دیدن چهره جوان فرناندو که بسیار لاغرتر از الان در حال اجرای آهنگ Goat On Fire است , تا دیدن کنسرت آنها در ترکیه که حسی آمیخته از حسرت , خشم و لذت را در من و شمای ایرانی بر می انگیزاند. از دیدن ریکاردو که در اجرای Krakow حتی به ملودی های کیبورد آهنگ Of Dream And Drama هم رحم نمی کند تا دیدن فرناندو که با بال روی سن می آید و آهنگ Angelizer را می خواند. از دیدن پشت صحنه ویدئوی Everything Invaded تا اجرای زنده آهنگ A Walk On The Darkside که جزو آهنگ هایست که به ندرت توسط گروه اجرا می شود.
اما آنچه بهانه نوشتن این پست است جستاریست بر قسمت اول این DVD: اجرای زنده گروه در شهر Katowice در کشور هلند (Live At The City Of Ravens) تاریخ این اجرا به سال 2004 باز می گردد , در سالنی سربسته ضبط شده که از لحاظ گنجایش متوسط است و مملو از جمعیت. فرناندو خالکوبی روی بازو و ساعد دست چپش را ندارد , ریکاردو هنوز با گیبسون می نوازد , موهای پدرو کوتاه است و مایک که این چند سال اخیر غالبا برهنه پشت درامز می نشیند ,تی شرت بر تن نه خالکوبی مشهودی دارد و نه بیس درام هایش لوگوی DW و آنکه هیچ عوض نشده "اهریمن" بیس گروه است! کیفیت صدابرداری و تصویر بسیار عالیست و چیزی که از همان ابتدا نظر را جلب می کند ,تقارن موسیقی و تصاویر است که بر خلاف تقریبا تمامی اجراهای زنده اییست که از گروه تا کنون دیده ایم. به عنوان مثال Rock In Rio سال 2008 را به خاطر بیاورید که فرناندو آهنگ night eternal را همراه با یک همخوان زن در سمت راستش می خواند اما در تمام مدت ما فقط یکبار همخوان زن را می بینیم یا کمی جلوتر که ریکاردو در حال سولو زدن است و تمام مدت "اهریمن" را نشان می دهند که مدام از گوشه ایی از سن به آنطرفش می دود و هدبنگ میزند , گویی فکر کرده اند که این صدا از گیتار بیس او در می آید! یکی از مزیت های DVD , کارگردانی آن است , یعنی چندین دوربین تمام مدت فیلم می گیرند و یک کارگردان به تناسب صحنه ها و موسیقی تکه ها را کنار هم می گذارد و این اتفاق در اولین DVD مونسپل کاملا مشهود است. لباس اعضا و دکوراسیون سن مانند تمام اجراهای تور Antidote است و مانند اجرای زنده لیسبون ( که نقطه شروع این تور بین المللی بود) این اجرا هم با آهنگ In And Above Men آغاز می شود.فرناندو با پالتو ایی بلند وارد سن می شود , نام آهنگ را فریاد می کشد , پایه میکروفن را می گیرد و همان هدبنگ های مشهور همیشگی! این آهنگ , خصوصا نیمه ابتداییش جمعیت را به شدت به وجد می آورد , لوگوی فلزی گروه که به روی پایه میکروفن جوش داده شده هم با هدبنگ های مشهور فرناندو تنها نیمی از آهنگ را دوام می آورد و از پایه جدا می شود. آهنگ بعد که گویی ادامه ایی برای In And Above Men محسوب می شود From Lowering Skies است.آهنگی آرام و مرموز که دلچسب ترین عنصر در آن برای من بعد از شعر , درام مایک است. فرناندو که دیگر پالتو به تن ندارد با تماشاگران خوش و بش می کند و این آهنگ اجرا می شود , بدون هیچ اتفاق خاصی! سپس Alma Mater را می شنویم که بی شک بعد از Opuim معروف ترین آهنگ مونسپل است. حساب اجراهای زنده ایی که من از این آهنگ دیده ام از تعداد گذشته , اما این اجرا لذت دیگری دارد , خصوصا قسمتی که ریکاردو همراه فرناندو با حالت Growl می خواند: "ای دنیا نمی توانی ببینی , من در باورهایم تنها نیستم". آهنگ Vampiria بی فاصله پس از Alma Mater آغاز می شود , با همان اشاره های آشنای فرناندو هنگام خواندن , با همان مکث همیشگی میان آهنگ , با همان هیجان دادن های همیشگی فرناندو در قسمتی از آهنگ که فریاد می کشد" کتویچ باور نمی شود همه صدایتان همین بود!". از حق نگذریم مثل همیشه بی نقض اجرا شده اما چیز خاصی برای اشاره در آن نیست. پس از چند ثانیه تشویق ریف های ابتدایی یکی از خوراک ترین آهنگ های مونسپل برای اجرا زنده نواخته می شود ; The Southern Deathstyle فرناندو با عصایی که بر سرش یک اسکلت است به روی سن می آید.در میانه های آهنگ که ریکاردو برای مدتی سن را ترک میکند و ما در حال شنیدن آهنگی بندری - متال هستیم فرناندو از تماشاگران میخواهد که به "روش مرگ جنوبی ها" همراهیش کنند و اسکلت عصایش را به طرف حاضرین میگیرد. در این آهنگ بیشتر از گیتار , بیس و درام را می شنویم,البته کسانی که این آهنگ را گوش کرده اند شاید با من همنظر باشند که این آهنگ - خصوصا ابتدایش- بیشتر شبیه آهنگ های گروه های Death metal است , اما آنچه این آهنگ را به معنای واقعی مونسپلیزه می کند فرناندوست که با کوبیدن عصایش به روی زمین و هدبنگ زدن هر موجود زنده ایی را مجبور به همراهی می کند. با توجه به شعر این آهنگ از نظر من تجدید میثاق اعضا با آرمان های گروه است (و نکته ایی که شاید ذکرش خالی از لطف نباشد قسمتی از شعر این آهنگ است که در مورد خانواده ایی به نام مرگ سخن می گوید که اعضایش در دایره ترس هستند, فرناندو اینگونه این اعضا را معروفی می کند که یکدیگر را عزیزانه در آغوش گرفته اند: Bullet, Root, Blade,Rope و همانطور که می دانید منظور از Blade ریکاردو, منظور از Rope مایک, Bullet هم پدرو و Root هم خود فرناندو است. تاثیر گرفتن جنوب اروپا از شرق در بعضی از مسائل فسلفی , دینی و هنری (البته به علت اشغال جنوب اروپا توسط مسلمانان)بر کسی پوشیده نیست اما آنچه میخواهم نظر شما را به آن جلب کنم وجود المنت های موسیقی شرق موسیقی آنهاست .با این مقدمه به آهنگ Everything Invaded معروف میرسیم. این آهنگ جزو معدود آهنگهای مونسپل است که ویدئوی آبرومندی دارد , تنها Single آلبوم 2003 گروه بود و دعوتتان می کنم به ترجمه ناقصی که از این شعر در وبلاگ دیگرم (معنی اشعار متال) داشته ام هم سری بزنید. آهنگ با زمزمه قسمتی از شعر توسط فرناندو آغاز می شود: "چگونه توانستی به درون من وارد شوی؟" به نیمه دوم آهنگ رسیده ایم , سن تاریک است , تنها صدای گیتار فرناندو با افکتی ساده (احتملا Clean) را می شنویم و صدای پدال درام که به شکل ضربان کند قلب زده می شود. فرناندو آرام شروع به خواندن می کند:"همه چیز نابود شد" مشتش را روی قلبش گره میکند و می خواند "آیا هنگامی که ترکم می کنی باز هم درد می کشم؟" فریاد می کشد و دستش را از روی سینه اش جدا می کند , گویی توانسته قلبش را از بدنش جدا کند و سولو شروع می شود..... حس ریکاردو در سولوی این آهنگ , حس آل پاچینو در پایان فیلم Donnie Brasco , حس کافکا در آخرین جملات مسخ , این حس های آشنا آنقدر تلخ هستند که نمی توانم آرزوی داشتنشان را لحظه ایی از خود دور کنم. بعد از این آهنگ , Opium هم می آید و می رود! جمعیت قسمتهایی از شعر را همراه فرناندو می خوانند , هدبنگ می زنند و در گرفتن فاز از یکدیگر پیشی می گیرند. و اما Devilred که باید بهترین اجرا در این کنسرت را به نام این آهنگ نوشت ; پدال های ممتد مایک , هدبنگ های مخصوص فرناندو, آرتیفیشال های ریکاردو , نور قرمزی که بر سن افتاده و جمعیتی که از فرط هیجان دیوانه وار به بالا و پایین می پرند. فرناندو هنگام خواندن پایان جملاتش را می کشد.مثال سالن و تماشاگران , مثال دیگ در حال جوشیدن و ماکارانی های درونش است! آهنگ بعدی Abysmo است که در آلبوم "'گناه" جای دارد. , Abysmo یا همان Abyss جزو آهنگهایست که بارها در تور Antidote توسط گروه اجرا شد. برخلاف آهنگ قبل که سن غالبا به رنگ قرمز بود , رنگ این آهنگ آبی است , "ما میان دو طوفان خوابیده اییم . طوفانی که آمد و رفت و طوفانی که خواهد آمد" فرناندو هنگام خواندن قسمت سرود این آهنگ یک تحریر اضافه و کوتاه هم به صدایش می دهد(هنگامی که کلمه was را برای بار دوم می خواند) که در آهنگ اصلی نمی شنویم و این همان ظرافتیست که این اجرا را دلچسب تر از اجراهای دیگر می کند. در میانه های آهنگ فرناندو میکرفون را مانند یک خنجر در دست می گیرد و هماهنگ با ریتم آهنگ , گویی خنجر را وارد بدن کسی می کند و آن را بیرون می کشد و دوباره ضربه دیگری می زند. هرچه فکر می کنم نمی دانم چرا گفتم Devilred بهترین اجرا را در این کنسرت دارد!! سپس Ruin & Misery اجرا می شود, کنسرت رو به اتمام است و صدای فرناندو بعد از فریاد بهتر می شود! دکلمه ابتدا را به آرامی می خواند و آهنگ با غرش هایش آغاز می شود.تکه ایی را می خواند و سپس میکروفون را به سمت حاضرین می گیرد تا ادامه را آنها بخوانند و برای بلندتر کردن صدای آنها , فریاد می کشد "قوی تر!" آهنگی که در این کنسرت خوانده می شود با آهنگی که در آلبوم سال 96 شنیده ایم به اندازه چند فریاد وحشتناک Hate در میانه های آهنگ تفاوت دارد.اجرا کاملی دارد و در قسمتی از آهنگ جمعیت هماهنگ با فرناندو و ریتم آهنگ دست می زنند که فرناندو با گفتن "زیباست" از آنها تشکر می ند. "کلبشه ها را بشکن , در رمان بدبختی و فساد ". حال نوبت Mephisto رسیده ,فرناندو در مصاحبه ایی می گوید : "یکبار تصمیم گرفتیم در یک اجرای زنده Mephisto را از لیست آهنگ ها کنار بگذاریم , به روی سن رفتیم و نزدیک به یک ساعت و نیم نواختیم و خداحافظی کردیم اما کسی محل را ترک نکرد , همه یکصدا فریاد می کشیدند Mephisto! و ما را مجبور کردند که به روی سن بازگردیم و آهنگی که می خواستند را اجرا کنیم!" Mephisto آهنگ مورد علاقه فرناندو و از نظر من مونسپلانه ترین آهنگ مونسپل است , بگذارید جای ساعت ها نوشتن از فضای وهم آلود و دلچسب آهنگ , از طرز اجرای فوق العاده گروه و... شما را به دیدن یک اجرا زنده از این آهنگ دعوت کنم و تضمین کنم که شما این آهنگ را خواهید پسندید. و مانند بیشتر اجراهای زنده گروه در 10 سال گذشته , این اجرای زنده نیز با آهنگ Full Moon Madness پایان می پذیرد , قبل از اجرا فرناندو از مردم هلند به خاطر حمایت بی دریغشان از گروه تشکر می کند و با ذکر خاطره ایی از فستیوال metalmenia به آنها می گوید "شما اولین کسانی بودید که نام مونسپل را فریاد کشیدید" و مثل همیشه این آهنگ را به طرفداران گروه تقدیم می کند. آهنگ عالی اجرا می شود و نوبت سولو می رسد , نور تنها روی ریکاردو می افتد که در حال هنرنماییست. فرناندو در پایان باز با ضربه های محکمی به "های هت" های درام به حس حماسی بودن آهنگ کمک می کند. در پایان همه اعضا رو به تماشاگران تعظیم کرده و از آنها تشکر می کنند , ریکاردو پیک های گیتارش را برای تماشاگران می اندازد ,مایک چوب های درامش را و فرناندو نوشته پشت تی شرت خود را به تماشاگران نشان می دهد ( I am one of you) و اعضا سن را ترک می کنند. ............... خرده نگیرید اگر نوشته های این وبلاگ بی سر و ته است , اگر بلند و خالیست , اگر بهانه پست هایش هم بهانه نیست. هنگامی که در این وبلاگ می نویسم گویی در جمع چند دوست هستم . پرگویی می کنم و فارغم از مرزهای نوشتن و هر مزخرف دیگری که فاصله را بیشتر می کند.هر چه باور دارم می نویسم و امید دارم شما هم مرا محرم آنچه باور دارید بدانید.
آمده ام که بمانم , زیر جادوی ماه.
|
|
My Eternal Night
|
سلام پس از فوق آلبوم 2006 با 15 ترک و دوباره خوانی کارهای قدیمی گروه تحت نام آلبوم Under Satanae در سال 2007 , شاید اغلب ما انتظار دیدن آلبوم دیگری در 2008 را نداشتیم. اما بالاخره انتظار تمام شد و من می توانم برای شاهکار جدید مونسپل مطلبی بنویسم. آلبومی در نهایت زیبایی و خشم.اگر به دنیال الگو برای کارهای مونسپل می گردید باید بگویم در جستجویی برای یافتن هیچید , آنها در هر آلبوم رویی از قصر موسیقیشان را نشان می دهند و این بار نوبت بلک متالیست که شبیه هیچ بلاک متالی نیست شاید چون اصلا بلک متال نیست! Night Eternal نهمین آلبوم رسمی گروه مونسپل , زاده تلاش اعضای گروهیست که با تمام نادیده گرفتن ها و دشمنی ها همیشه به سمت جلو در حال حرکت بوده و علاوه بر حضور در رتبه های تک رقمی چارت کشورهای آلمان و پرتغال در هفته نخست انتشارش در صدر "100 آلبوم برتر تاریخ گوتیک متال" سایت متال استورم نیز قرار گرفت. بر شناخت آهنگ هایش دستی با نه انگشت را در نظر بگیرید.تمام آنها برای یک دست هستند اما هر کدام به یک شکل و اندازه مختلف.اگر به اسمای آهنگها نیز توجه کنید , به نوعی متوجه ارتباطی خواهید شد.Night , Sun, Moon , Twilight , Light و... اما بیش از این مطلب را به درازا نمی کشم فقط این در یک کلام می گویم: این آلبوم مثل همیشه من را سربلند کرد. قبل از اینکه به آهنگ ها بپردازم دوست دارم از دل تنگی هایم در مورد این آلبوم را بنویسم: - اول از همه جای آهنگ بدون کلامی مانند Mare Nostrum بسیار خالی است , آهنگی که برای من سکوی پرتابیست به داخل تمام خاطرات خوبم.باور کنید بار اولی که آلبوم را گرفتم تمامش را زیر و کردم به امید آهنگی Instrumental. - با اینکه بیس این آلبوم را مانند آلبوم 2003,Niclas Etelävuori از گروه Amorphis زده است ولی باز هم صدای بیس کم شنیده می شود. - این آلبوم 9 ترک اصلی دارد , برای کسی مثل من این تعداد برای رفع عطش کافی است اما برای سیراب شدن نه! - فکر می کنم قرار دادن پنچ آهنگ در Bonus ترکها کمی زیاد باشد , Age Of Mothers از همان ابتدا قرار بود بانوس ترک باشد اما بهتر بود Earth Of Mine و Unhearted در آلبومی که تنها 9 ترک دارد در کنار بقیه آهنگ ها قرار می گرفتند,تا هم آنگونه که باید, دیده و شنیده شوند و هم مدت آلبوم کمی بیشتر از 44:15 شود. - و سولوهای این آلبوم سریعند و تکنیکی , اما سولوی Everything invaded آنقدر توقعمان را بالا برده که دیگر در مونسپل به هر سولویی راضی نمی شویم.پس از Memorial حقش بود در این آلبوم سولوهای بلند تری می شنیدیم. ابتدا از عکس روی آلبوم شروع می کنم , از اینکه هیچ ایده ایی ندارم جز چند حدس و گمان و هر چه جستجو کردم چیزی در مورد این عکس نیافتم, شاید عکس روی جلد این آلبوم عکسی خیالی از یک الهه باشد یا شاید به جسم کشیدن دنیا باشد, همان عجوزه با بدنی زننده و چهره ایی جذاب که به عقد هر کسی در می آید! و هزاران شاید دیگر... و حال به سراغ برسی تک تک آهنگ های آلبوم بریم.من چند وقتیست علاقه ی شدیدی به ستاره دادن به آهنگ ها پیدا کردم و این بار هم در مقابل اسم هر آهنگ با توجه به در نظر گرفتن زیبایی موسیقی , شعر از 5 ستاره به آهنگ ها یک رتبه داده ام. 01. At Tragic Heights (چهار ستاره) آغاز آلبوم است و با اینترویی بسیار زیبا شروع می شود که مرا به یاد فیلم "تروی" می اندازد. پس از دکلمه آهنگ که تقریبا دو دقیقه ایی طول می کشد و در آن فرناندو با همان صدایی گوتیک وارش قسمت هایی از کتاب Book Of Revelation را زمزمه می کند, آهنگ می ایستد و فرناندو با صدای همیشگی اش می گوید : It is Done و آهنگی بسیار سریع و خشن به سبک آهنگ های Death Metal آغاز می شود که در زمینه آهنگ صدای فریاد شنیده می شود. می توان گفت آن دو دقیقه آغازین به نوعی اینتروییست که به آهنگ ترک اول متصل شده و شاید دلیلش این است که مونسپل نمی خواسته مانند آلبومهای گذشته اینتروی آلبومش نشنیده بماند. ملودی اصلی آهنگ زیبا و سریع است و تنها کافیست به متال علاقه مند باشید تا از این آهنگ لذت ببرید اما اگر با مونسپل بیشتر به دنبال گوتیک متال هستید تا سبک های دیگر , نیمه دوم این آهنگ هم آرام تر است و هم گوتیک تر. شاید بتوان آن را ادامه ایی دانست برای آهنگ شاهکار Finisterra در آلبوم 2006. در قسمتی از سرود آهنگ فرناندو می خواند: "بر بلندی های فاجعه / او را از آسمان به دار آویختند..." 02. Night Eternal (پنچ ستاره ی کامل!) مونسپل چه زیبا به رخ می کشد , آنچه دارد و دیگران ندارند! لیبل ها و سبک ها حقیرتر از آنی هستند که در خور سبک این آهنگ باشند.اما به رسم توضیح باید بگویم این آهنگ هم دث متال است هم بلک متال و هم گوتیک متال! لید گیتار و درامر هم دهان منتقدین کرو کور را در این آهنگ کاملا بسته اند و هم دهان طرفدارانشان را! سرعت double-bass مایک نشان می دهد که چقدر خوب آهنگ های گروهش را می فهمد, البته من از درامری که چنین سرعت و تکنیکی در استفاده از پدال دارد توقع بیشتری در اجرای Blood tells در Wacken سال 2007 داشتم. صدای کیبورد پدرو نیز سرتاسر آهنگ شنیده می شود , اما نه بیشتر از اندازه اش , دقیقا همانقدری که باید باشد. فرناندو در اوج خود است , می خواند , فریاد می کشد , جیغ می کشد و نشان می دهد چرا همیشه می توانم از او دفاع کنم.حق داشتند کسانی که سعی داشتند اجرای زنده مونسپل را در هلند لغو کنند زیرا آهنگ Night Eternal با فریادهای فرناندو می تواند ساختمان های کشورهای کوچکی مثل هلند را به لرزه در بیاورد! ریکاردو نیز واقعا شاهکار کرده است, کافیست یکبار هنگامی که به این آهنگ گوش می دهید دست ریکاردو را روی گیتارش تصور کنید تا بفهمید او گیتارستی نیست که تنها طرفداران گروه او را واقعا سریع و ماهر بدانند اما نمی دانم چرا آهنگی به این زیبایی , سولویی به این کوتاهی دارد. اوج خشم فرناندو را می توانید در قسمت سرود آهنگ بشنوید , هنگامی که فریاد می کشد: "شب ابدی - دنیای ما در حال سوختن است عروس ابدی - دنیای ما در حال مردن است " (شاید این عروس ابدی همان زمین باشد) فرناندو در مصاحبه ایی در مورد این آهنگ می گوید: - در این شعر صحبت از صبحی است که هرگز نخواهید دید , در واقع این صبح همان شبی است که از آن در این آلبوم صحبت می شود, شعری در مورد تنها گذاشتن و زنگ خطری در مورد زمین به فرزندان دوست داشتنی اش : ما . 03. Shadow Sun (چهار و نیم ستاره) شروعش با افکتی برای گیتار الکتریک است که صدای آن را شبیه به بیس می کند و باز هم درامر نشان می دهد چرا خود را بزرگترین طرفدار مونسپل می داند.بعد از آهنگ From Lowering Skies چنین زیبایی درامی را تجربه نکرده بودم. موسیقی در ابتدا بسیار آرام و ملودیک پیش می رود و شما تجربه جدیدی از خواندن فرناندو خواهید داشت:هامونیک,مرموز و غمگین. مخصوصا هنگامی که می خواند: "I am freezing over Crystal mountain clay" از نظر من این آهنگ 2 قسمت یک دقیقه ایی طلایی دارد. یکی از 2:07 آغاز می شود و با شنیدن قسمت سرود تا 3:20 ادامه پیدا می کند که واقعا زیباست و دیگری یک دقیقه پایانی آهنگ است که در آن فرناندو آن چیزی که کافکا, صادق هدایت و بسیاری دیگر از کسانی که همچو فرناندو به آنها علاقه دارم, در لفافه می گفتند را آشکارا فریاد می کشد و می خواند: Life is meaningless! آری...زندگی بی معناست! 04. Scorpion Flower (پنچ ستاره ی کامل) گل نماد عشق و محبت است و عقرب نماد حیله گری شیطانی و چه ترکیب زیباییست نام این آهنگ : " گل عقرب" آهنگی که بالاخره منتقدین مونسپل که در سایت های مهمی چون metal-archives یا metal-Storm نیز در انتقاد از این گروه کم نگذاشتند و نمی گذارند هم برایش سر تعظیم فرود آوردند. Scorpion Flower مطمئنا انتخاب بسیاری از شما برای بهترین آهنگ آلبوم است و قسمت سرودش با صدای زیبای Anneke van Giersbergen خواننده زن مهمان این آهنگ که مدت ها خواننده گروه The Gathering نیز بوده به شاهکاری تکرار نشدنی تبدیل شده. این آهنگ آنگونه که فرناندو در مصاحبه اش گفت , از یک صحنه ساده آغاز شده .سقوط گلدان با گلی زیبا از ارتفاعی و شکل عقرب شدن آن پس از شکسته شدن.اما این ابتدایی برای آهنگی رمانتیک , آرام و گوتیک است. مطمئن باشید صدای فرناندو را هرگز اینقدر آرام نشنیده اید و با وجود آهنگ بسیار زیبا و کورال زیبای همخوان زن و حتی همخوانی شاهکارش در قسمت سرود , همین صدای آرام فرناندو (خصوصا در ابتدای آهنگ) چیزییست که واقعا مرا از خودم جدا می کند. ویدئوی بسیار ارزان اما تفکر برانگیزی نیز دارد که فرناندو با آن شنل قرمز گویی خون آشامی دل شکسته است هنگامی که قسمت های آغازین آهنگ را با آن غم عجیب می خواند : "لعنت به روز/ زنده باد شب" Anneke واقعا خاطره خوش آهنگ Luna را برایم زنده کرد اما فرقی که Anneke با همخوان آهنگ Luna دارد این است که این زن هم از انعطاف صدایی بالاتری برخورددار است و هم خود خواننده یک گروه گوتیک است. پس طرفداران گروه نگران اجراهای زنده این آهنگ نباشند چون در Rock In Rio امسال این آهنگ به زیبایی هر چه تمام تر اجرا شد. در دنیای متال که هر گروهی از تمام امکاناتش استفاده می کند تا خشونتش را بیشتر نشان دهد , مونسپل هیچ گاه گروه خشنی نبوده و نیست. خواندن داستان قورباغه و عقرب برای بیشتر فهمیدن این شعر اکیدا توصیه شده است! 05. Moon In Mercury (چهار ستاره و کمی هم هاله و خرده ستاره!) یک اکستریم گوتیک / بلک متال واقعی. آهنگی در هنگام گوش دادنش خواهید فهمید سلطان گوتیک هنوز فرمانروا است! عامل گردن درد من! آنقدر با آن آهنگ هدبنگ زده ام که گردنم از انعطاف افتاده است! بعد از شنیدن آهنگ رمانتیک و زیبایی مانند "Scorpion Flower" چنین خشونتی مانند چایی بعد از قلیان به شنونده مزه می دهد. سولوی بسیار زیبای این آهنگ عطش مرا برای شنیدن سولوهای ملودیک ریکاردو کمی التیام بخشید البته ناگفته نماند کار کیبورد پس از سولو نیز واقعا شنیدنیست در یک جمله می توانم بگویم تنها آهنگ این آلبوم است که فرناندو در آن تقریبا تمام آهنگ را در گام بلک متال می خواند و با آن شروع سریع بیشتر مرا به یاد آهنگ های تنها آلبوم گروه Daemonarch می اندازد و البته مطمئن باشید ضبط دوباره آهنگ های دموی های سابق مونسپل (آلبوم Under Satanae) در خلق این آهنگ بی تاثیر نبوده. محمدرضای عزیز تعبیر "با شکوه ترین آهنگ آلبوم " را برای این آهنگ استفاده کرد که فکر می کنم گویا ترین تعبیر باشد. حق ندارم درباره شعرش صحبتی بکنم چون ماورای فهم من است اما احساسم این است که در مورد الهه های یونان و افسانه های آن دیار است. 06. Hers Is The Twilight (سه ستاره) همیشه شنیده ایم که قبل از هر طوفانی , آرامشی هست..اما آغاز طوفانی این آهنگ آرامشی عجیب در پس دارد. شاید بتوان گفت مهجورترین آهنگ این آلبوم که قسمت سرودش مطمئنا شگفت زدتان خواهد کرد زیرا در قبل از آن فرناندو بسیار آرام می خواند و ناگهان در قسمت سرود همه چیز عوض می شود. پر کردنهای سریع درام هنگام Verse ها در حالی که ملودی به آرامی پیش می رود به نوعی از رسیدن به چنین قسمت سرودی خبر می دهد اما باید بی تعارف بگویم هرچه هنگام خواندن آرام فرناندو , موسیقی زیباست و هرچه سولوی آن به نظرم دوست داشتنی می رسد قسمت سرود و شروع آهنگ به دلم نمی شیند.البته چنین شروعی را در آهنگ He, The Aethyr از گروه Rotting Christ که رابطه خوب و نزدیکی هم با مونسپل دارد شنیده بودم.
07. Dreamless (Lucifer And Lilith) (چهار ستاره) آلبومی با وجود این آهنگ های سریع و خشن به آهنگی مانند "بی رویا" احتیاج دارد تا آلبوم را بلانس کند. این آهنگ جوی آرام تر از بقیه آهنگ ها دارد و از نظر من چهار دانگ زیبایی اش را مدیون دستان ریکاردو است.صدای فرناندو مانند آلبوم "گناه" (Sin) شفاف,تمیز و نزدیک است و شاهکار دوگانه ریکاردو و فرناندو در قسمت سرود کامل می شود.هنگامی که ریکاردو نت هایی را بسیار سریع پشت سر هم می نوازد و فرناندو بر خلاف او بلند اما سنگین می خواند: "آنها بی رویا هستند..." پیشنهاد می کنم اجرای آگوستیک این آهنگ را در رادیوی پرتقال بشنوید.در آن ریکاردو و فرناندو با یک گیتارکلاسیک این آهنگ را اجرا می کنند. فرناندو در مورد این آهنگ می گوید: - Lucifer و Lilith. اولین زوج , اولین دروغ , اولین خیانت , اولین عشق تراژیک تاریخ. 08. Spring Of Rage (چهار و نیم ستاره) "روح خشم" آغازی کمی عجیب دارد , اما این آغاز تنها چند ثانیه به شما وقت می دهد و پس از فرازی که در ابتدای اکثر آهنگ های این آلبوم وجود دارد , فرودی آرام دارد.اگر بخواهم مثال خوبی از ترکیب زیبایی و خشونت برایتان بزنم , این آهنگ بهترین مثال خواهد بود. در 1:34 باز اتفاقی که در آهنگ اول افتاد به نوعی دیگر تکرار می شود و آهنگ کامل می ایستد و گویی زمان را نیز با خود نگه می دارد و سپس فرناندو می گوید : My darkness و پس از آن آهنگ دوباره شروع می شود که در آن هنگام اگر توانستید هدبنگ نزدید , می توانید برای خود یک جایزه خوب بخرید! در قسمت B آهنگ که آرام تر از نیمه ابتدایی آهنگ است , فرناندو چند بار با حالتهای مختلف می گوید :" مرا از این درد نجات بده" و بعد از آن ملودی آهنگ عوض شده و او به سبک سرود های مذهبی که نمونه اش را پیشتر در Deamonarch دیده بودیم شروع به خواندن می کند. در قسمتی از شعر می شنویم: "حتی از میان این همه فاصله , دستان نابودگر تو , تاریکی مرا آشفته می کند" فرناندو در مورد در مورد سوالی که در مورد این آهنگ پرسیده شده بود , با لبخند می گوید : - یک آهنگ عاشقانه با افکاری کافرانه! 09. First Light (تمام ستاره های آسمان!) چه می توانم بگویم؟ آنها نه Immortal هستند که طرفدارانشان آلبوم منتشر نشده اش را بهترین اثر بلک متال می دانند و نه Metallica که همه دنیا آنها را به خاطر آهنگ های آرامشان می شناسند! این آهنگ را مونسپل اجرا کرده است و حاضرم قسم بخورم که هیچ گروهی به غیر از مونسپل نمی تواند و نخواهد توانست چنین آهنگی را بسازد و بنوازد.آنقدر زیباست که برای توصیفش کلمات از من فرار می کنند. همه چیز آرام شروع می شود , ابتدا گیتاری با یک افکت ساده , سپس کیبورد با آکوردی ساده و بعد درام می آید و آهنگ جان می گیرد فرناندو گاه آرام و راوی وار می خواند و گاه فریاد می کشد ,اما هنگام فریاد ها بیشتر از خشونت می توانید غم را در صدایش احساس کنید. از نظر من ستاره آهنگ پدرو , کیبوردر گروه است که در اوج ندیده شدن , با کورال های خود به آهنگ روح داده و قسمت سرود این آهنگ جزو شاهکارهای کم نظیر مونسپل است که اغلب آن را همخوان های زن می خوانند و درامر نیز با ضربات محکم و کوتاهش روی هیپت ها در هنگام سرود , این قسمت را بیش از پیش زیبا و شنیدنی کرده. و سولو! قشنگ ترین سولوی این آلبوم را همین آهنگ دارد و هنگامی که آنرا می شنوم گویی یک نفر در پس این نت ها , در حال حرف زدن است. بعضی مواقع احساس می کنم مونسپل ذره ایی از شاهکارهای آلبوم های گذشته را در این آهنگ ریخته است ,آهنگ هایی مثل Full Moon Madness , Mephiso ,... در قسمتی از آهنگ فرناندو داستان کوتاهی از فرمانروایی تعریف می کند که آتش در شهرش مسری شده ولی او صدای مردم را نمی شنود که فریاد می کشند. و این چنین آلبوم "شب ابدی" با آهنگ "اولین نور" پایان می یابد.... ----------------------------- چون این گروه برای من تنها یک گروه متال مورد علاقه نیست , از به قلم آوردن احساسم در موردش شرم ندارم.اما مونسپل یک گروه گوتیک متال است و Night Eternal یکی از آلبوم های آن. باز هم می توان این گروه و کارهایش را نایده اش گرفت چون عشوه های زنانه ی همه پسند برای گروه هایی است که برای خوشگذرانی آلبوم می دهند نه گروهی که یک استدیوی شخصی هم ندارد! خدمت آن دوستی که پرسیده بود عقاید گروه مونسپل چیست باید بگویم چیزی که مسلم است این است که موسیقی متال رابطه خوبی با ادیان ندارد زیرا آن را (با توجه به تجربه تلخ اروپا قبل از رنسانس) تنها ابزاری برای حکومت ها می داند و همانطور هم که می دانی پرسش در مورد دین و مذهب یک فرد در جوامعی به غیر از کشور ما , بسیار زشت و دخالت در امور شخصی یک نفر شمرده می شود اما فرناندو در مصاحبه ایی که به مناسبت انتشار همین آلبوم 2008 بود به "متال همر" در مورد این سوال پاسخ داد که اعتقادات دینی ندارد اما نه شیطان پرست است و نه فاشیست. در مورد دیگر اعضای گروه نیز من تاکنون از هیچ کدامشان چیزی که نشان از اعتقاد به فرقه یا گروه خاصی باشد ندیده ام جز اینکه اگر به ویدئویی که اعضای گروه از خود در استدیوی ضبط البوم 2007 گرفته اند توجه کنی روی تی شرت مایک , درامر گروه نوشته : GOD ! در پایان باید بگویم من این آلبوم را تقریبا سه هفته قبل از تاریخ انتشارش دانلود کردم.نمی خواهم از دانلود کردن موسیقی دفاع کنم اما ما در کشوری زندگی می کنیم که دزدیدن آهنگ های گروه های مورد علاقمان تنها راه گوش دادن به آن است , اما از دوستانی که امکان خرید آلبوم را دارند تقاضا می کنم با خرید این ریکورد, به زحمتی که اعضای گروه برای ساختن این آلبوم کشیده اند احترام بگذارند.(البته نه فقط مونسپل و فقط این آلبوم...با خریدن آلبوم یک گروه شما نشان می دهید طرفدار آن هستید) امسال مونسپل باز هم به روی سن بازگشته , در تورهای مشترک با گروه هایی مثل Goergors , Cradle Of Filth , Iced Earth , Lacuna Coil و.... به امید اینکه روزی فرزندانمان, در کشورشان شاهد حضور موسیقیدان های محبوبشان باشند. زیر جادوی ماه , شب و روزتان ابدی باد.
|
|
Night Eternal
|
سلام گروه مونسپل دو آهنگ از آلبوم جدیدشان Night Eternal برای دانلود در Myspace خود قرار دادند. پس از شنیدن آهنگ Night Eternal به این نتیجه رسیدم که این آهنگ معجون شفا بخشیست از بلک و دوم و گوتیک! بیس آهنگ را آغاز می کند و کیبورد با Choral به آن اضافه می شود.فرناندو با صدایش خاطره آلبوم 1994 را زنده کرده و هنگامی که نام آهنگ را با فریاد می خواند واقعا شنیدنیست.سولوی آهنگ نیز کم ولی زیباست اما مایک درامر گروه با پدال های شاهکارش واقعا ستاره آهنگ است. فرناندو در قسمتی از آهنگ چند بار فریاد می کشد: "دنیای ما در حال مرگ است" Scorpion Flower واقعا کاری بی نظیر , ملودیک و قویست.فکر می کنم دو خواننده ی میهمان نیز در آن می خوانند.صدای فرناندو در ابتدای این آهنگ را هرگز این گونه ملایم و آرام نشنیده اید , در میانه های آهنگ نیز خواننده زن به لطف آن انعطاف خارق العاده صدایش گام های موسیقی را زیر حنجره اش له می کند و در قسمت سرودها در آسمان پر ستاره ی آهنگ , مانند ماه می درخشد. فرناندو همراه همخوان زن در قسمتی از قسمت Chorus آهنگ می خواند: "می توانم شبی از شبهایت را برای لحظه ایی بدزدم؟ می توانم قلبت را برای لحظه ایی مال خود کنم؟ می توانم زمانت را نگه دارم و روحت را منجمد کنم؟" ...... و باید اعترف کنم این دو آهنگ در من حسی اجاد کرد که در آن می خواستم مانند یک دختر بچه به بغل تک تک اعضای گروه بپرم و آنها را ببوسم! این آلبوم در دو ورژن و با bonus track های متفاوت منتشر خواهد شد اما ترک های آن به شرح زیر است: 01. At Tragic Heights 02. Night Eternal 03. Shadow Sun 04. Scorpion Flower 05. Moon In Mercury 06. Hers Is The Twilight 07. Dreamless (Lucifer And Lilith) 08. Spring Of Rage 09. First Light ضبط این آلبوم 30 ژانویه به اتمام رسیده و در 19 می (سی ام اردیبهشت) در اروپا و در 10 جون (21 مرداد) در آمریکا منتشر می شود. همیشه هنگامی که در انتظار آلبوم گروه های مورد علاقه ام هستم بیشتر از انتظار از کار آینده آنها می ترسم , نگران آفتی هستم که در کارهای جدید خیلی از گروه های بزرگ افتاد.این حس بد را متالیکا پس از آلبومهای Road و Re-load به من هدیه داد.اما مونسپل باز هم مثل همیشه من را سربلند کرد زیرا پس از شنیدن این دو آهنگ واقعا به معنای واقعی کف کردم! آنها نشانم دادند که برای دل طرفدارهایشان موسیقی میسازند نه جیبشان زیرا بعد بیست سال نه تنها نمی توانند تهیه کننده آثار خود باشند که هنوز حتی یک استدیوی خصوصی هم برای ضبط موسیقیشان ندارند.اتفاقاتی که برای اکثر گروه های شناخته شده متال بسیار عجیب است!! ولی آنها همیشه جواب انتظارمان را می دهند و مجبورمان می کنند افتخار کنیم که طرفدارشانیم. زنده باد مونسپل!
|
|
DÆMONARCH
|

سلام اسم آلبوم آینده گروه مشخص شد : Night Eternal نام تعدادی از ترک های آن نیز در بعضی از سایت ها نوشته شده اسامی زیبایی مانند: Shadow Sun, Night Eternal, Tragic heights, Scorpion flower, Spring of rage و تعدادی دیگر که هنوز نایید نشده اند مانند Wear and Tear of the Earth. کار پیش تولید همراه Waldemar در30 نوامبر تمام شده و استدویی مجهز در دانمارک از 7 ژانویه توسط گروه رزرو شده است. قطعات درامز و گیتار کاملا ضبط شده اند و قسمت کیبورد و وکال ضبط نشده اند. آنگونه که من متوجه شدم , آلبوم در ماه May به بازار خواهد آمد و به نوشته فرناندو کار نوشتن اشعار و موسیقی از تابستان 2 سال پیش آغاز شده بوده و ادامه ایی برای آلبوم 2006 Memorial خواهد بود. برای اطلاعات بیشتر بد نیست سری به www.moonspell.com بزنید و نوشته های خود فرناندو را در مورد آلبوم جدید بخوانید ---------------- و اما موضوع این پست Daemonarch , تنها پروژه جانبی اعضای گروه مونسپل خواهد بود. پروژه ایی که به گفته خود فرناندو سعی شد با کمترین میزان توجه و تبلیغ صورت بگیرد ولی به سرعت پخش شد و همه آن را گوش کردند و به آن علاقه مند شدند. اعضای این گروه را Fernando Ribeiro به عنوان خواننده, Ricardo Amorim گیتار , Pedro Paixao کیبورد و Sergio Crestana بیس , تشکیل می دادند. که 3 نفر از آنها جزو اصلی گروه مونسپل اند و Sergio Crestana نیز بیس سابق گروه است. اخبار موثقی در مورد درامر این ترک ها وجود ندارد, ولی شخصا فکر می کنم درامر این آلبوم نیز خود مایک یا درامری با سبکی شبیه به آن باشد.(البته استفاده از ماشین درام هم دور از ذهن نیست) این گروه تنها یک آلبوم در سال 1998 منتشر کرده که Hermeticum نام دارد و شامل 9 ترک و مدت آن 44:49 است و شاید تنها عنوان Melodic Black/Death Metal برازنده سبک آن باشد. تمام اشعار خوانده شده در این آلبوم از مجموعه اشعاریست که فرناندو بین 14 تا 16 سالگی سروده و موسیقی اش نیز به گفته خود او چیزیست که آن زمان بسیار به آن علاقه داشته است. آنگونه که فرناندو در مصاحبه هایش اعلام کرده Hermeticum تنها آلبوم این گروه خواهد بود.البته به جز یک مورد که در مصاحبه ایی در سال 2006 وقتی مصاحبه کننده سایت Metal Rules از او در مورد آلبوم دیگری از Daemonarch پرسید او گفت: مونسپل تنها گروهیست که در آن می خوانم اما من هم Daemonarch را دوست دارم و مشکلی با ادامه آن ندارم اما فکر نمی کنم مانند سال 98 آن انرژی را داشته باشم که Daemonarch دیگری خلق کنم که اینگونه مورد قبول مردم قرار بگیرد.پس نه می گویم Daemonarch پایان یافته و نه می گویم آلبوم دیگری در راه است , بگذارید زمان همه چیز را مشخص کند.زیرا در این مدت به شدت درگیر مونسپل هستم. احتمالا اسم این گروه از ترکیب Daemon + monarch یا Daemon + arch باشد که شاید بتوان آن را "ارباب شیاطین" یا "شیطان کبیر" معنی کرد. قصد دارم در زیر به بررسی تک تک آهنگ های این آلبوم بپردازم اما نکته ایی که قبلش باید متذکر شوم این است که نقدها تنها را با استفاده از اطلاعات خود می نویسم و کانون تبلیغاتی هم باز نکرده ام که فرناندو هر شعری گفت و هر آهنگی خواند بگویم شاهکار است یا ریکاردو هر سولویی زد بگویم به یاد ماندنی ترین سولوی متال است که طرفداران Avril هم معتقدند شعرها و آهنگ های آن دخترک شاهکار است.مطمئن باشید فقط کافیست آهنگ یا شعری از خواننده و گیتاریست و کلا گروه مورد علاقه ام به دلم نشیند که آن وقت اولین منتقدش خودم خواهم بود. ....... 1. Lex Talionis اولین ترک این آلبوم با پیش مقدمه ایی تقریبا 50 ثانیه ایی با شروعی خشن و حماسی آغاز می شود. به خاطر سولوهای بی مهابه در جای جای آهنگ می توان سبک این آهنگ را بیشتر Death متال دانست.البته این سبک بندی تنها 3 دقیقه اول آهنگ را شامل می شود زیرا از دقیقه سوم آهنگ تا تقریبا یک دقیقه به پایان آهنگ, ملودی کاملا بلک متال است و این تغییر سبک در یک آهنگ کاری نیست که از هر گروهی بربیاید. از 4:08 به بعد سولویی بسیار سریع و بسیار زیبا تقریبا به مدت یک دقیقه ایی می شنویم که بر خلاف اکثر آهنگ های متال که در قسمت سولو لید گیتار در تنظیم آهنگ بر ریتم گیتار مقدم است, در این یک دقیقه صدای گیتار ریتم نزدیک تر و بلند تر است در پشت آن صدای لید می آید که در حال گرفتن آکوردهایی بسیار زیباست. شعر جذابی دارد که شاعر در قسمتی ار آن خطاب به شیاطین قلبش می گوید: "من آموخته ام که اطاعت کنم" Lex Talionis به معنی "چشم در برابر چشم" در دین یهود یا همان قصاص است. 2. Of A Thousand Young آهنگی سرتاسر فریاد و خشونت. به جرات می توانم بگویم یکی از خشن ترین آهنگهای آلبوم ریف ها سریعند و فریت ها نزدیک به هم , خواننده کاملا در گام بلک می خواند و درامر ناشناس نیز به سبک وفادار مانده و بلک متال می نوازد. آهنگ خشونتش را در همان ثانیه های ابتدایی نشان می دهد ولی اصل آهنگ از 44 ثانیه بعد آغاز می شود. پس از دو دقیقه نفس گیر آهنگ به شما اجازه تنفس می دهد اما فقط به اندازه کمتر از 20 ثانیه و دوباره ملودی اول باز می گردد. از 3:18 تا 3:44 آهنگی تازه به مدت 30 ثانیه شروع می شود که سرتاسر سولوییست که نواختنش مهارتی بیشتر از یک گیتاریست عالی را می طلبد.به این دلیل این 30 ثانیه را آهنگی جدا نامیدم که قبل از این سولو آهنگ ایستی کامل دارد و بعد از آن نیز همین اتفاق می افتد. در نیمه های آهنگ ریکاردو با گیتارش صدای هایی شبیه به صدای فریاد خلق می کند که در میانه های سولو آن را کامل می کند. اگر به بلک متال علاقه نداشته باشید این آهنگ و مخصوصا جیغ های فرناندو آن قدر سنگین اند که شما را از بلک متال متنفر می کند و اگر علاقه ایی به بلک متال های خشن داشته باشید بی شک عاشق این آهنگ خواهید شد. سبک خواندن در این آهنگ به طریقیست که در بسیاری از سایت ها, بعضی قسمت های شعر نوشته نشده.فرناندو در قسمتی از شعر می خواند: "گناه بزرگ و بزرگ تر می شود / تا دیگر به کسی تعظیم نکند" 3. Corpus Hermeticum آهنگ با این جمله شروع می شود(قلب من پناهگاهمان خواهد شد) و نسبت به آهنگ های قبلی آرام تر و کیبورد در آن مشهود تر است آهنگ تا 2:38 با فراز و فرود هایی و گهگاه با ملودی های حماسی , از نظر من آرام ادامه پیدا می کند اما از 2:38 به بعد آهنگ جان می گیرد و فرناندو Double Vioce می خواند. هر چند حافظه ی زیاد قویی ندارم ولی به خاطر نمی آورم صدای فرناندو را در آهنگی دیگر شبیه به صدایش در خواندن قسمت هایی از آهنگ(مثلا از 0:42 تا 1:22) شنیده باشم. سولوی این آهنگ آرام و زیباست و در کل از نظر من قسمت واقعا شاهکار , یک دقیه پایانی آهنگ است در حدی نیستم که در مورد شعر این آهنگ اظهار نظر کنم. 4. Call From The Grave این آهنگ کاور آهنگی به همین نام از گروه Bathory است که اعضای گروه علاقه زیادی به آن دارند.به خاطر دارم فرناندو در جایی گفته بود گروه مونسپل پس از ملاقات با Quorthon در لیسبون در سال 89 تاسیس شد و در چند مصاحبه نیز تی شرت Bathory را به تن کرده است. برای من که هر دو آهنگ را گوش کرده ام آهنگ Daemonarch زنده تر به نظر می رسد البته شاید این تازگی به این علت است که این آهنگ از آهنگ های قدیمی گروه Bathory است (1987) و از کیفیت ضبط خوبی برخوردار نیست البته نقش کیبورد مفهوم تر و صدای فرناندو را هم در زیباتر کردن آهنگ مخصوصا در نیمه دوم آهنگ نمی توان منکر شد. شخصا از کاور شدن آهنگ های گروه های مورد علاقه ام توسط گروه های دیگر حس خوبی پیدا نمی کنم ولی به تمام طرفدران Bathory پیشنهاد می کنم این آهنگ را گوش کنند و قول می دهم از شنیدنش پشیمان نخواهند شد.خصوصا قسمت Choral آخر آهنگ. 5. Samyaza Samyaza یا Saniyaza ترک بعدیست که شروع آن با یک ملودی عجیب از کیبورد شروع می شود که همین ملودی , پایه آهنگ است. آهنگ خشنی که مخلوطیست از بلک و دث متال که از نظر من مایه های بلک متال در آن بیشتر است. دو دقیقه ابتدایی آهنگ بسیار خشن است و در آن شما می توانید انعطاف صدای فرناندو را کامل حس کنید ولی از آن به بعد آهنگ ملودیک تر دنبال می شود. از 2:36 تا 3:02 مرا به یاد یکی از آهنگهای قدیمی گروه Immortal می اندازد و پس از آن سولویی نواخته می شود بسیار کوتاه که از نظر من ریکاردو در آن یشتر سرعت دستش را به رخ می کشد.زیرا در ابتدای قسمت سولو تغییر ناگهانی گام داریم که شاید اگر کمی آرام تر انجام می شد زیبایی آهنگ صد چندان می شد. عنوان این آهنگ نام یک فرشته ایست گناهکار که قبلا در سلسله های عالی رتبه ی فرشتگان بهشت بوده.در افسانه ها Samyaza فرشته ایست که با بشر بر سر نام اصلی و مخفی خدا معامله می کند. 6. Nine Angles آهنگی آرام تر از 5 آهنگ گذشته.فضایی به شدت تاریک دارد و قسمت سرودهایش به سبک سرودهای مذهبی خوانده شده. باز هم آهنگ مخوطیست از بلک متال و دث متال که اینبار از نظر من دث متال در آن بر بلک غلبه دارد. اگر کل آهنگ را گوش نکرده باشید از 2:41 به بعد فکر می کنید ترک جدیدی آغاز شده, زیرا همه چیز ناگهان تغییر می کنند و فکر می کنم تنها آهنگیست که فرناندو در آن از افکت برای صدایش استفاده می کند. شخصا نیمه دوم آهنگ را بیشتر می پسندم. شعر آن درباره 9 فرشته معروف است که هر کدام یک نماینده یک المنت هستند: ابدیت , دانش , بخشش , قتل , ایستادگی , آشفتگی, دروغ , تباهی و ... که شاعر پس از دعوتشان به سرای خود, از خون تمامشان می نوشد. 7. Incubus این ترک که در آلبوم من نامش Lacuhus است شاید بتواند زیباترین آهنگ آلبوم لقب بگیرد.حداقل به نظر من این آهنگ نقطه اوج این آلبوم است. آهنگش را بیشتر می توان بلک متالی نامید که کمی هم به دث متال سبک Bathory وامدار است. کیبورد بسیار زیبا در جای خودش نشسته است و به همراه درام در قسمت سرود آهنگ نیز سنگ تمام گذاشته است. فضایش در اکثر نیمه آغازین آهنگ کمی شبیه به آهنگ قبلی دنبال می شود ولی نیمه دوم آهنگ کاملا با نیمه اولش تفاوت دارد. جزو معدود آهنگ هاییست که این قدر موسیقی و شعر با هم همخوان و همسان اند. درامر فوق الذکر در این آهنگ زیبا پدال می زند و قوی می نوازد و ریکاردو نیز عالی از افکت ها استفاده می کند. شعرش نیز به گمام گفت شنود شیطانیست با شاعر, شیطان در ابتدا او را وسوسه می کند که بالهای بی شمارش را برای او باز کند اما شاعر جواب می دهد: " قبل از این کار خواهم مرد/ من پاک و لمس نشده زندگی خواهم کرد" این وسوسه و انکار ادامه پیدا می کند و باز شیطان از او می خواهد که تسلیم شهوتی ابدی شود و باز شاعر رد می کند تا جایی که در پایان آهنگ فرناندو چندبار تکرار می کند: Incubus, succumb to me Succubus, incube with me شاعر می گوید من آن قدر بزرگ هستم که شیاطین باید در برابرم سر تعظیم فرو بیاوردند. Incubus که عنوان این آهنگ هم هست, نام شیطانیست مرد که با زنانی که در خواب هستند نزدیکی می کند و Succubus نیز نام شیطانیست زن که با مردان در حال خوب همبستر می شود (فراموش نکنید که Daemonarch یک پروژه Black/Death است, نه یک کار تلویزیونی با شعر و صدای سامی یوسف) قسمت پایانی آهنگ را برای شنیدن جدا کرده ام و می توانید با کلیک روی اینجا آن را دانلود کنید.(حجم:KB 520) 8. The Seventh Daemonarch آمیزشی بی نظیر از خشونت و ملودی در یک آهنگ.انتخاب بسیاری از شما برای بهترین آهنگ آلبوم باشد, از نظر من هم از تمام آهنگ های آلبوم قوی تر است ولی Incubus زیباتر است. آهنگ آنقدر ملودیک است که قسمت های سرود آهنگ , به سبک سرودهای کلیسا و سرود های مذهبی خوانده می شود و آنقدر خشن که ریتم اصلی آهنگ در (0:55) با فریاد "آتش بگیر و بسوز!" شکل می گیرد. به جز قسمت های سرود و چند تعویض زیبای گام آهنگ, خواننده تماما در حال فریاد کشیدن است.البته اسمش را نمی توان فریاد گذاشت , بهتراست بگویم در حال جیغ کشیدن آن هم با صدایی واقعا قوی ,سنگین و سیاه. کیبورد در سرتاسر آهنگ حالت ارکستری به آن داده و لید گیتار آن واقعا گامی از بلک متال فراتر گذاشته است. فکر می کنم شعرش در مورد برخواستن شیطانی توسط فریادهای پدرش است, او می آید تا انتقام پدرش را از زمین و آسمان با آتش زدندشان بگیرد.جملاتی مانند "با آمدن من زمین محکوم به مرگ است" نمود خشم این شیطان است که از زبان شاعر و خواننده با صدایی واقعا ترسناک خوانده می شود. این شیطان در نهایت قصاوت تهدیدهایش را ادامه می دهد اما در قسمتی هم می خواند :"من جاویدان ام, نمی توانم بمیرم" که نشان می دهد که این شیطان علاقه ایی به جاودانگی اش ندارد.او شیطانیست که در اوج خشونتی که هدفش نابود کردن بشریت است, علاقه ایی به خدایگونگی ندارد. در ادامه نیز با پدرش با صدایی واقعا شنیدنی جواب فریادهای فرزندش را می دهد.(4:33 تا 4:48) هم شعر و هم آهنگ واقعا شاهکارند اما سولوی آن چیز دیگریست, حسی در آن مخفیست که تنها باید آن را شنید تا احساسش کرد. کل این آهنگ 6 دقیقه و 18 ثانیه است که تقریبا نیمه پایانی آن را برای آشنا شدن با سبک این آهنگ و شنیدن این سولوی بسیار زیبا جدا کردم که نه من می توانم زیبا توصیف کنم و نه هزار خط نوشتن مانند یک بار گوش کردن است. The Seventh Daemonarch (حجم 2.06 MB) این تکه با خواندن این جملات آغاز می شود و پس از آن سولو را می شنوید و در پایان هم سرود پایانی: (هیچ کس نمی تواند تصور کند / آتش او تمام آسمان و زمین را در برمی گیرد / شما درون آتش غرق می شوید/ درون قلب های نامرئی ما) (من جاویدان ام/ من نمی توانم بمیرم/ پس مرا در آغوشت بگیر, پدر/ قلب تو از آن من است) *************** حال که زیاد در این نقد از سولوها صحبت شد بد نیست کمی بیشتر درمورد سولو بنویسم: بارها پیش آمده که آهنگی را تنها برای سولوی آن گوش کردم و بارها نیز شده در نهایت ظلم , از کل آهنگ چشم پوشی کردم و تنها سولوی آهنگی را گوش کردم.در واقع سولو برای من حکم خلاصه شعر و آهنگ را دارد. نمی دانم چرا اینقدر سولوهای ریکاردو به دلم می نشینند اما بدون اغراق می گویم کسی که متال و ارزش سولوهایش را بشناسد از شنیدن سولوهای ریکاردو دلزده نمی شود و گواهش تمام آن روز و شبهاییست که با آهنگهای مونسپل گذشته است. نگاه بسیاری از گیتاریست های متال به سولو یا همان تکنوازی گیتار نگاهیست که در آن سولو نوعی به رخ کشیدن سرعت دست و مهارتشان است.( برای مثال, به اندازه سن ریکاردو درذهنم اسم هست ولی قصد توهین به هیچ گروهی را ندارم که صد البته ریکاردو در آلبوم 2007 سرعتش را به رخ همگان کشید) اما آن گیتاریستی سولوی زیبا می نوازد که سولویی هماهنگ با شعر و آهنگ را در اوج سرعت و مهارت بنوازد که اگر سولو را گرفتن فریت های با فاصله یا تنها سریع نواختن یا در یک کلام سواری گرفتن از گیتار الکتریک بدانیم به عقیده من یک کیبوردر تازه کار می تواند از تمام گیتاریست های متال نیز زیباتر سولو بزند! *************** 9. Hymn To Lucifer بی شک آرام ترین و باز هم یکی از زیباترین آهنگ های آلبوم است. کسانی که آهنگ Mephisto را از مونسپل گوش کرده اند کم و بیش این آهنگ برایشان آشناست زیرا فضایش با آن آهنگ بی شباهت نیست. سمپلینگ بی نظیری دارد و کیبورد مهم ترین عنصر این آهنگ است. در اصل این آهنگ توسط Aleister Crowley اجرا شده و کار Daemonarch به نوعی کاور آن آهنگ محسوب می شود آن آهنگ را گوش نکردم اما آنگونه که فهمیدم این نسخه با نسخه قبلی تفاوت دارد و به نوعی فرناندو به سلیقه خود آن را اصلاح کرده است.در میانه های آهنگ (از 1:58 تا 2:20) صدای Aleister Crowley را می شنوید که در حال صحبت کردن است. با وجود شعر سنگین و فلسفی, این آهنگ جزو تعداد معدود آهنگ هایست که اغلب, آن را برای آهنگش گوش می کنم و به شعرش علاقه چندانی ندارم. همان طور که می دانید اسامی زیادی برای شیطان استفاده می شود مانند Devil,Belial,Satan,Mephistopgeles,Apollyon,Demon و هزاران نام دیگر که الان به ذهنم نمی رسند و هر کدام از آنها شیطان خاصی را مد نظر دارند و اکثرشان نیز از کتب مذهبی سرتاسر دنیا وارد زبان شده اند اما Lucifer همان شیطانیست که از تعظیم به انسان خود داری کرد و پس از آن رانده شد.پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با این اتفاق علاوه بر تمام کتب آسمانی , کتاب دکتر جواد نوربخش را نیز بخوانید. در قسمتی از شعر این آهنگ, فرناندو می خواند: "من همان آتشی هستم که در قلب هر انسانی می سوزد" ----------------- شنیدن کامل این آهنگ ها را به تمام شما دوستانم توصیه می کنم و اگر آهنگ هایی که برای گذاشتم کیفیت عالی ندارند پیشاپیش عذر خواهی می کنم که نه تخصص زیادی در تکه تکه سازی آهنگ ها دارم و نه امکانات آپلود تمام آهنگ های آلبوم را. این قسمت های بسیار کوتاه را نیز تنها پیاله ایی برای چشیدن از این چشمه بزرگ بدانید! اضافه کنم که زمان انتشار آرامترین و اتمسفریک ترین آلبوم مونسپل , Sin Pecado با ترک های بی بدیلی مانند Mute و Magdalene نیز در سال 98 و تقریبا همزمان با انتشار آلبوم Hermeticum است که در اوج خشونت Black/Death است.همچنین در همان سال مونسپل کنسرتی آگوستیک در لیسبون پرتغال نیز اجرا کرد(متجددین به آن Unplugged می گویند!) که نشان از اوج مهارت و روح موسیقی این گروه دارد که در یک سال هنر خود را علاوه بر Gothic در Black و Death و حتی در اجرای آگوستیک هم به نمایش بگذارد. امیدوارم توانسته باشم پستی مفید و دور از آشفتگی نوشته باشم. اگر بازهم خبر جدیدی از Night Eternal آلبوم 2008 مونسپل شنیدم وبلاگ را به روز خواهم کرد. یا حق
|
کلیه حقوق
مادی و معنوی سایت محفوظ است.
هر گونه استفاده از مطالب این وبلاگ فقط و فقط با ذکر منبع مجاز است
Copyright ©2005 - 2006 By Majid.All Right Reserved For
Template4u4me.mihanblog.com |
|
|
|
|